فصل ۴، کلا درباره بله و نه بود!
سه نوع بله ، وجود دارد که عبارتند از:
بله قلابی، بله تائید، بله تعهد
بله قلابی: دیدی وقتی حرف می زنی و طرف الکی میگه بله بله، و سر هم تکان میدهد؟! انگار که می خواد فرار کنه از تو و حرفات...بدون ،بله ش،قلابیه! در واقع، این بله زودهنگام، طفره رفتنه. بعضی وقتا هم، طرف مقابل، ریاکارانه مکالمه رو ادامه می دهد تا اطلاعات بیشتری به دست بیاره!
بله تائید، معمولا یه پاسخ غیرارادی، بدون تفکر و سریع ، و بی قصد و غرض به یه سوال کاملا صریح است. گاهی هم، برای دام انداختن استفاده میشه. بیشتر وقتا ،این نوع بله، یه تصدیق ساده و بدون وعده عمل هست. یعنی فرد می گه بله راست میگی مثلا، ولی ممکنه به حرفات عمل نکند.
بله تعهد، یه توافق واقعی است که به عمل منجر میشه. بله ای هست که به امضای قرار داد در پای میز مذاکره منجر میشه.
در هر مذاکره و توافقی، اگر باورمون این باشه که می تونیم با سازش، منطق، تصمیمات دیگران رو کنترل و مدیریت کنیم، ضرر می کنیم. اگر نتونیم بر تصمیمات دیگران کنترل داشته باشیم، اما از زاویه دید آنها نگاه کنیم، و آنچه که طرف مقابلمون می خواد ببینیم و بشنویم، آن وقت هست که می تونیم او رو تحت تاثیر قرار بدهیم. نباید خودت رو محوریت مذاکره قرار بدهی، باید بر طرف مقابلت تمرکز کنی.
همه افراد، با دو انگیزه اصلی هدایت می شوند:نیاز به احساس امنیت، نیاز به حس کنترل. شدت این انگیزه ها در افراد متفاوته... و اگه این انگیزه ها رو برآورده کنی، موفقی!
یادگرفتیم که در هر موقعیتی خوب باشیم ،و به حس مردم احترام بذاریم. توی مذاکره، خوب بودن به تنهایی، می تونه اثر عکس داشته باشه. اگه خوبی به عنوان خدعه استفاده بشه، حیله گرانه است! مودبانه رفتار می کنیم ، مخالفت نمی کنیم تا بتونیم با کمترین میزان تنش و اختلاف، زندگی روزمره رو بگذرونیم.اما با استفاده از خوب بودن به عنوان یه وسیله برای راه انداختن کار، از معناش سوء استفاده میشه. مثل آن فروشنده ای که خوب به نظر میاد، بعدا می بینی همون، سرت کلاه گذاشته!
چند کارایی نه گفتن:
این فرصت ممکن می شه تا مسائل واقعی رو مطرح کنی. فرد رو محافظت می کند تا تصمیم گیری نامناسب نداشته باشه و اجازه می ده تا فرد، تصمیم ناکارآمدش رو اصلاح کند. نه، یه وقفه در کار، درست می کنه تا فرد آزادانه تصمیم بگیره برای رسیدن به توافق احتمالی.... نه ، کمک می کند تا مردم حس ایمنی و راحتی عاطفی داشته و بر تصمیمشون مسلط باشن. حتی نه، تلاش افراد رو زیاد می کند.
اگه در حال صحبت و مذاکره با یکی هستی و تو رو نادیده می گیره و اصلا به حرفات توجه نداره، راه نفوذ در او اینه که، حس مخالفت رو در او تحریک کنی. به یکی از حس ها یا خواسته های طرف مقابل، برچسب نادرستی بزن.حرفی بگو که می دونی اشتباهه. مثلا، بگو: به نظر میرسه مشتاقی کارت رو رها کنی! طرف قصد داره بمونه .با این کار، تو ،طرف مقابل رو مجبور می کنی به حرفت گوش بده و با گفتن نه، حرفت رو اصلاح کنه، و بگه این طور نیست، فلان طوره!
راه دیگر برای تحمیل کردن نه، اینه که، از طرف بپرسی که چه چیزی نمی خواد.بگو بهش: بیا درباره چیزی صحبت کنیم که پاسخ تو به آن نه! طرف مقابلت راحت می گه نه، چون می خواد از خودش محافظت کند. وقتی طرف مقابل رو مجبور به گفتن نه می کنی، آزادانه تر به سمت گزینه و ایده جدید حرکت داره...
گاهی هم، نه، یه هشداره! اگه تمام تلاشت رو کردی و طرفت کلا جوابش نه، باید بدونی طرفت دو دله سردرگمه، یا برنامه پنهانی داره...پس، باید مذاکره رو تمام کنی تا بعد...
چه کار کنی که هیچ وقت نادیده گرفته نشوی؟ رد شدن، حس بدی داره. نادیده گرفته شدن آزاردهنده است. پاسخ دریافت نکردن ناخوشاینده. انگار هیچ آدمی تو رو نمی بینه و وقتت هدر میره. اگه همه ش ایمیل می فرستی و جواب نمیگه، با یک ایمیل یه جمله ای ، تحریکش کن تا جواب نه بگوید. مثلا بگو: آیا از این پروژه منصرف شدی؟ این حس به طرف مقابل داده میشه که ضرر میکنه، پس درباره موقعیتش توضیح میگه که گرفتار شده و اولویتش تغییر نکرده. جواب نه، حس امنیت و توهم کنترل هم، به طرفت می دهد.
مثال های دیگر نادیده گرفته شدن:
وقتی یه بچه با پدر و مادرش می رود جایی، بعد بچه آن جا ،مثلا پارک رو، ترک نمی کند. پدر و مادر چه کار می کنند؟ می گویند ما رفتیم. بعد کمی دور می شوند و بیشتر وقتا، بچه هم داد میزنه نه، صبر کنید. اینو خیلی دیدم موثره...
برای کسب و کار، این روش ممکنه گستاخانه به نظر برسه، اینکه سوال واضحی بپرسی که جوابش نه! ولی این روش بی ادبانه نیست، نادیده گرفتن شما بی ادبانه است! مثلا بگو آیا از این پروژه منصرف شدی؟! مثلا می خوای بگویی اگه نادیده گرفته بشوی، با آنها همکاریت رو قطع می کنی. امنیتی که در جواب نه هست،صریح و رک بودن شما رو مخفی می کند.
بعضی جاهای کتاب، انگار تناقض داره....
تا صفحه ۱۲۰،پایان فصل ۴
ادامه دارد...
نکته: برای اطلاع از نه، و روانشناسی، می تونید خلاصه های کتاب روانشناسی اعتراض( نه) ، که در این وب به ثبت رسوندم و با برچسب مشخص شده، مطالعه کنید.