نکات پایانی موانع ازدواج

*نکاح زن مسلمان با مرد غیر مسلمان باطل! اگر شوهر در خلال نکاح کافر بشود، عقد، خود به خود منحل است!

* لعان از کلمه لعن آمده. یعنی ناسزا. اگر مرد در برابر حاکم ، به زن خود نسبت زنا بدهد و( ادعا کند که با چشم خود زنای او را دیده.) یا اگر فرزند خود را منکر بشود، حتی دلیلی هم برای ادعاش نیارد. قانون مدنی حکمی نداره. ولی در اسلام آیه ۶ و ۷ سوره نور آمده که:

ترجمه آیه ۶: و كسانى كه به همسران خود نسبت زنا مى‌دهند، و جز خودشان گواهانى [ديگر] ندارند، هر يك از آنان [بايد] چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه او قطعاً از راستگويان است.

ترجمه آیه ۷ : و [گواهى در دفعه‌] پنجم اين است كه [شوهر بگويد:] لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد.

اجرای این تشریفات، نکاح بین زن و مرد رو منحل می کند و باعث حرمت ابدی هست. در حفوق الان، لعان ، تنها توی کتابها میاد و جزء قوانینی هست که ترک شده و نقشی در زندگی اجتماعی نداره.

*شخصی که در حالت مُحرِم (حج)است و هنوز مراسم حجش تمام نشده ، اگر با یکی نکاح کند، نکاحش باطل هست حتی اگر بداند این رو، و نکاح کند ، بعد از خارج شدن از حالت اِحرام هم، تا ابد نکاح بینشان ممکن نیست!

* نکاح مرد ایرانی با زن خارجی مجاز هست. ولی اگر مرد از وزرا یا کارمند مخصوص باشد باید از دولت اجازه بگیرد و اگر اجازه نگرفته باشد از کار برکنار می شود.

* اگر زن ایرانی ، بخواهد با مرد خارجی ازدواج کند باید از وزارت کشور و یا مراکزی که عهده دار صدور پروانه خاص هستن مثل استانداری یا فرمانداری کل، پروانه صدور زناشویی بگیرد.

نکته: زن ایرانی، اگر با مرد خارجی ازدواج کند تابعیت ایرانی بودنش رو از دست می دهد!

تا صفحه ۱۲۸ خوانده شد.

یارِ مهربان!

تا حالا شده، مثلا حال و احوالت یه جوری باشه، بعد، خودتم ندونی چته؟! از خودم می پرسم. چی شده؟ دلتنگی؟ میگم آره. میگم: دلتنگ چی هستی؟ میگم نمی دونم! می پرسم: حالت خوبه؟ میگم: آره، و بعد میگم: نمیدونم، شایدم نه! بلاتکلیفم! می پرسم از خودم، خسته ای؟ میگم: نه! شایدَم آره، نمی دونم! یعنی دقیقا نمی دونم چمه! ولی دوست دارم چشمام رو ببندم و خودم رو توی تخیلات خودم غرق کنم! مثلا، الان دلم می خواد ادامه اون قصه ی توی ذهنم رو بنویسم. قصه ا ی از قصه های 《 هفت شنبه》همان فرشته من! از کِی هست که درباره ش ننوشتم‌؟! ماه هاست هیچی ازش ننوشتم. هفت شنبه، تقریبا عین یه دوست ِ برای من! کمی با این دنیا آشنا نیست! هم می دونه، هم نمی دونه! دنیاش خیلی خیلی ساده است. دلم می خواد با 《 هفت شنبه 》 خیالم، صحبت کنم. اونم گوش بدهد. با حرفا و صحبتای عجیب غریبش ، منو بخندونه! همین الان، می نویسم هر چی بیاد از تخیلم!

-چه خبر؟

-شما؟

-باید هم، یادت نباشه منو! تو، هیچ وقت منو یادت نیست!

-معرفی کنید لطفا!

-فرشته، هفت شَنبَه!

-سلام، سلام، به به! یار قدیمی! هفت شنبِه، نه وایسا ببینم، هفت شنبِه می شناسم ، ولی هفت شنبَه، نمی شناسم! یکی دیگه شما رو احضار کرده! لطفا مزاحم نشید!

-ببخشید، سلام یادم رفت! فرشته هفت شنبِه ام! درست اومدم! شما منو احضار کردین. در خدمتم، سرورم!

-خدا ببخشه! خبر؟ خبر سلامتی و حضور شما. اول ، مگه لهجه گرفتی؟ بعد، من اگه اَزَت یاد نکنم، شما چطور یهو سبز میشی؟ گِله نکن که تو رو یادم نیس، هفت شنبه!؟

-جانم!

- یه مسئله ای پیش اومده، دلم خواست با تو مطرحش کنم.

خب! ؟

-خب نداره دیگه!

-خب بگو!

_میدونی چیه؟ من الان، توی یه وضعیتی هستم، حال خودمو نمی دونم! تو می تونی بفهمی حال منو؟

-وایسا ، وایسا، برم و بیام.

-باشه منتظرم!

_هفت شنبه؟! این، چیه؟!💥

_《جوینده احوال گمشده!》💥

_چه جوری کار می کنه؟

-دکمه راهنمو داره!

- راهنمو؟

-آره، راهنمو دیگه!

-تو یه چیزیت می شه ها. راهنما. راهنمو چیه؟!

-همون!

-خب، دکمه رو بزن!

-من که دست ندارم. بال دارم. نمیشه بالم بزرگه. بال بزنم ممکنه دکمه از جاش دربیاد. خودت باید دست بزنی روی دکمه! قبلشم چشمت رو ببند

- مگه مثل فال گرفتن فال حافظ؟

_ فال حافظ؟ چی هست؟

- الان وقتش نیست هفت شنبه، حالا بعدا از گوگل می پرسیم.

_ گوگل؟ ! گوگل چیه؟

_ عزیزم! هفت شنبه! میشه، اول این 《جوینده احوال گمشده 》 رو راه بندازیم؟

_بله، به چشم!

_نیّت کن و دکمه رو بزن!

_وای، این همه نور، چِشام کور نَشه! ؟

_نه، نَتَرس من هستم! بخون راهنما رو.

_نوشته: لبخند بزنید و یک جوک تعریف بگویید! هفت شنبه؟! راهنماش اینه؟!

_ مراتب، باید طی بشه!

_ مگه، مثل امور اداریه؟!

_ امور اداری چیه؟!

_ هیچی! خب، این از لبخند، جُوک!؟ جُوک یادم نمیاد! وایسا!

_ 《یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم
یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه !》

_ چی؟ کِی می خوای ازدواج کنی؟ با کی؟

- هفت شنبه؟! حواست کجاس؟! این جُوکَم بود دیگه!

_ آهان! جوکه!

_آره دیگه! راهنمایی این 《جوینده احوال گمشده》💥 چیه؟!

یه جمله سبز شده، راهنماییش اینه!

_《 اگر الان ۵ عدد جوک مودبانه بخوانی ، حال خود را پیدا می کنید!》

هفت شنبه؟ این چی میگه؟ مگه من حالم گم شده؟ بعد، نظر خودت چیه؟

_ این راهنمو میگه! نظر من اینه هر روز منو صدا بزن تا بیشتر ببینمت!

_ باشه هفت شنبه فرشته، ممنونم برای لطفت!

_ من ، همیشه در خدمت رسانی حاضرم سرورم!

-باشه. ممنونم!

- گوگل ، فال حافظ رو نگفتی!

- هفت شنبه! اگه من بخوام درباره اینا بهت بگم. ، بازم کلمه جدید بشنوی و ببینی، بازم سوال واست پیش میاد. تو فرشته ای، هیچ کدوم از اینا به کارت نمیاد. ولی یه کوچولو می گم. گوگل یه سایتِ . فال حافظ هم یه کتاب، که شاعری به نام حافظ نوشته!

- سایت چیه؟ کتاب چطوریه؟ حافظ کیه؟

-دیدی گفتم هفت شنبه! قربونت برم! بذار نگم!

_یه قربونت رو بگو!

_قربونت بشم، یعنی: من فدای تو فرشته کوچولوم بشم!

- فدا چیه؟ کوچولو یعنی چی؟

_هفت شنبه! شبت به خیر.

_یعنی برم؟!

-آره! برو برو. الان قصر آرزو ها دَرِش بسته میشه ها!

-اول بگو الان حالت چطوره!؟

- ممنونم هفت شنبه، هم صحبتی با شما، باعث شد الان حس کنم، واقعا حالم خوبه! یعنی خیلی حالم خوبه! خیلی!

الحمدُلِله.

آره والله، الحمدُلِله!

* تخیل نویسی هم حس خوبی با خودش داره! شکر خدا واسه قدرت تخیّل!

موانع نکاح /طلاق سوم و نهم

اگر مردی ۳ دفعه زنش را طلاق بدهد دیگر نمی تواند با او ازدواج کند، مگر اینکه آن زن با یک مرد دیگر ازدواج کند و اگر به دلیلی نکاح منحل شد، زن می تواند با شوهر اولش برای بار چهارم ازدواج کند.

اگر جدایی زن و شوهر تا ۹ بار ادامه پیدا کند. بعد از بار ۹، قانونگذار ، برای همیشه، نکاح بین این دو را ممنوع می کند . البته، این شرط باید باشد که از ۹ تا طلاق، ۶ تا عدّی باشد. یعنی طلاقی که مرد با اجازه قانون ، در زمان عدّه به زن رجوع می کند و بعد از رجوع، زناشویی انجام می دهد و بعد او را طلاق می دهد.

نکته تاریخی: دوره جاهلیت، مردانی که قصد ادامه زناشویی با همسر خود را نداشتن و، به دلیل کینه توزی یا تعصب جاهلانه، نمی خواستن به او امکان دهند تا با یکی دیگر ازدواج کند، برای همین زن را طلاق می دادن و در پایان عده رجوع می کردن ؛ بعد، دوباره او را رها می کردن و اینجوری، مانع از ازدواج زن با یکی دیگر می شدن. دین اسلام، برای برهم زدن این رسم، طلاق بار سوم را این طور قرار داد و نکاح مجدد این دو را موکول بر این ساخت که زن، با یکی دیگر ازدواج کند و از او به دلیلی جدا شود. دستور داده شد که یا زن را نگه دارد یا رها کند و اینطوری خدعه نکنند!

تا صفحه ۱۲۰ دوره حقوق مدنی خانواده، اثر کاتوزیان.

+و اگر [شوهر براى بار سوم‌] او را طلاق گفت، پس از آن، ديگر [آن زن‌] براى او حلال نيست، تا اينكه با شوهرى غير از او ازدواج كند [و با او همخوابگى نمايد]. پس اگر [شوهر دوم‌] وى را طلاق گفت، اگر آن دو [همسر سابق‌] پندارند كه حدود خدا را برپا مى‌دارند، گناهى بر آن دو نيست كه به يكديگر بازگردند. و اينها حدود احكام الهى است كه آن را براى قومى كه مى‌دانند، بيان مى‌كند. ترجمه آیه ۲۳۰ سوره طلاق،

مجازاتش چیه؟

مردی که بخواد همسر دوم بگیره، اگر از دادگاه اجازه نگیرد، مجرم هست، حتی اگر زن اولش اجازه داده باشد.

مجازاتشون چیه؟

توی همین صفحه ۱۱۷ پاسخ رو یافتم. مجازات دارد از ۶ ماه تا یک سال، ولی جنبه عمومی ندارد. پاورقیش هم جالبه!

از ص۱۱۷

به سرم میزنه وبم رو حذف کنم . ولی از اونجایی که خدا رو شکر اینجا خلوته، انگیزه پیدا میکنم واسه خودم بنویسم. در حال حاضر مهم تر از خودم کیه؟ کی بیشتر از خودم اینجا رو می خونه؟ کی بیشتر از خودم حاضره؟ کی بیشتر از خودم اینجا رو دوست داره؟ کی بیشتر از خودم درباره اینجا می دونه؟ کی بیشتر از خودم توی تنهایی ها کنارم بوده؟ کی بیشتر از خودم، به خودم امید بخشیده؟ کی بیشتر از خودم، با من دوست بوده؟ کی بیشتر از خودم با من همراه بوده؟ کی بیشتر از خودم به این نوشته ها علاقه داره؟ کی بیشتر از خودم، منو درک می کنه؟ کی هم هست و هم نیست؟ کی؟ فقط خودم! پس به خاطر خودم درست می نویسم. با عشق می نویسم و با عشق می مانم! اگر بخوام برای دیگران بنویسم، انگیزه ام رو از دست می دهم یا از دست می دادم. چرا؟ چون دیگران یه روز هستن صد روز نیستن. دو روز هستن ده ماه نیستن. و یا هیچ وقت نیستن. پس، می نویسم فقط برای خودم. چون خودم بیشتر از هر کسی به دانایی و آگاهی نیاز دارم! خودم هم ، خودم رو تشویق می کنم. آفرین به من که پرتلاش و امیدوارم 👏👏👏👏👏👏👏

۴ انگشت

میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست. از آن حضرت درباره معناى این فرمایش سؤال شد. امام انگشتان خود را به هم چسباند و آنها را میان گوش و چشم خود گذاشت و آن گاه فرمودند: باطل این است که بگویى: شنیدم و حق آن است که بگویى: دیدم. »

(نهج البلاغه- خطبه 141)

بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ات بینى حق است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.» (تحف العقول، ص 229 )

حدیث اول رو علی علیه السلام فرمودند و دومی را امام حسن مجتبی علیه السلام.

*یعنی شنیدنیها را مثل دیدنیها که با چشم دیده ای، باور نکن و تا یقین نکردی، سخن این و آن را، درباره افراد نپذیر.

+عیدتون مبارک! روز مرد و روز پدر رو به تمام مردان ایران زمین تبریک عرض می کنم. یه صلوات هم هدیه به روح مردان و پدرانی که در قید حیات نیستند. روحشون شاد. اللهم صل علی محمد و آل محمدو عجّل فرجهم. عیدتون مبارک.

پِژارهَ

ذهنم رفت اواخر ماه آذر, وقتی که یکی از نزدیکانم به رحمت خدا رفت. خدا بیامرزتش. 🌹

وقتی بچّه کوچولو بودم، یعنی تا کلاس پنجم، از نزدیک شاهد مراسم عزاداری بودم. میدونستم چه جوریه. ولی هیچ وقت نشد دستم رو به صورت چرخ و فلک بگردونم، یا دستم رو به حالتی بگیرم که روی خودم رو بخراشم، به اصطلاح زبان لکی، 《شین》انجام بدهم. نخواستم و نتونستم. شاید دلیلش این است من اینجا بزرگ شدم و نه در زادگاهم! البته، انجام شین معمولا باید جوری باشد که صورت اصلا خراش برندارد، و اکثرا آن طور انجام می دهند. ولی برخی صورتشان را زخم زخم میکنند. وای خدا، به نظر من این کار، آسیب زدن به صورت، گناه هست.

اخیرا هم، نشد برم مراسم تشییع جنازه. حتی اگر می رفتم، نمی تونستم 《شین》 انجام بدهم و یا دستام رو به صورت چرخ و فلک بگردونم. توی مستند 《پِژارهَ》اگر کلیک کنید روی پژاره، تقریبا دقایق ۳۹ به بعد، قشنگ توضیح داده که هر کدوم از حرکات در مراسم عزاداری، موقع مرگ عزیزی،توسط آقایان و خانم ها، یعنی چی! آن آداب و رسوم، ریشه تاریخی در ایران زمین دارد. حتی نشده که دو طرف چادر رو بگیرم و ببرم پشت گردن و گره بزنم و بعد یکی بیاد گره چادر رو به نشانه احترام باز کند. نخواستم و نتونستم. برام سخته. دوست ندارم کسی از من انتظار داشته باشه توی مراسم عزاداری این کارا رو که جزء فرهنگ ماست، انجام بدهم. من تنها کاری که ازم برمیاد توی عزاداری، موقع مرگ عزیزی، فقط گریه است و خواندن فاتحه و قرآن _ عمل معنوی_ نه هیچ کار دیگری....

تمام رسوم و آداب عزاداری، برام جالبه، خواندن مور توسط خانم ها و آقایان هم برام جالبه!

میگفت: توی مراسم یکی داشت به صورت مور، جمله ای رو می گفت. می گفت : ای که برای تو انجام نشد فلان کار.... بعد، دیگری بسیار ناراحت شد و رو در رو و چشم توی چشم به دیگری گفت: چرا اینجور می گویی که در حق او فلان کار انجام نشد؟ همسر من و فلانی و فلانی و فلان ها همه فلان کار را برایش وقتی زنده بود برایش انجام دادند. اینجور نگو! جای من خالی بود خدایی. من بودم اغراق و تیکه اندازی می شنیدم واقعا نمی تونستم تحمّل کنم. و به آن آشنا یک تذکر جانانه می دادم و می گفتم: خجالت بکش لطفا! همینقدر راحت! البته می بردمش گوشه ای!

آخه، توی مراسم اگه یکی از نزدیکان درجه یک، گریه نمی کند و هیچ عکس العملی ندارد. تو چه کاره ای که می گویی او دلتنگ نیست. عین خیالش نیست! تو ، مگه توی دل اویی!؟ این همه مرگ و میر می بینید براتون عادی شده؟! دست از غیبت و زخم زبان بردارید لطفا، شما در مراسم عزایید!

یادمه سریال ستایش، آن پدر بزرگ بود ، پیرمردِ که می گفت: افتاد؟! اسمش رو یادم نیست دقیقا. توی سکانسی می گفت: 《 هر کی بیشتر اذیت کرده، بیشتر گریه می کند》 یه همچین چیزی. البته، اینم صد درصد نیست.

ولی قشنگ نیست توی مراسم عزاداری که یکی به رحمت خدا رفته، آدم غیبت بگه و به این کار داشته باشه که کی بیشتر گریه کرد، کی کمتر! کی چه حرکتی کرد و کی چه....

معمولا افراد درجه یک فامیل، پول روی هم می گذارند و هزینه هایی رو بابت تهیه غذا و خیرات و ... پرداخت می کنند تا کمک حال مصیبت زدگان باشند. شنیده بودم نباید در خانه مصیبت زده بشینی و آنان را به زحمت بندازی و غذا بخوری. احادیثی در این مورد قبلا خواندم. واقعا ارزشمند. شما هم بخوانید.

امام صادق(ع) می‌فرماید: غذا خوردن نزد مصیبت زدگان و با خرج آنان، از رفتارهای جاهلیت است و سنت پیامبر(ص) فرستادن غذا برای مصیبت‌زدگان است (من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182)

براساس حدیث فوق، پس از شهادت جعفربن ابیطالب (جعفر طیار) پیامبر(ص) دستور داد سه روز به خانه جعفر غذا بفرستند تا خانواده‌اش جز مصیبت از دست دادن جعفر دغدغه دیگری نداشته باشند. براساس سنت پیامبر، اگر حتی صاحبان عزا دیگران را برای غذا خوردن در خانه متوفی دعوت کنند شایسته نیست بروند زیرا غذا خوردن نزد اهل مصیبت و در منزلشان از اعمال مردم قبل از ظهور اسلام و دوره جاهلیت بوده است.

همچنین در حدیث آمده: زمانی که حضرت جعفر طیار(ع) در جنگ موته شهید شد پیامبر(ص) از حضرت فاطمه(س) خواست که به نزد اسماء همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند (من لایحضره الفقیه، ج 1 ص 48)

به دلیل وضعیت اقتصادی امروزه و شاید دلایل دیگری، بزرگان طایفه ما، در حال حاضر، مراسم چَمَر و پِرسانَه دادن را برداشتن. همان کمک حال شدن اقوام درجه یک برای مصیبت زده باقی است. بریز و بپاش و اسرافی در کار نیست! آخه بریز وبپاش یعنی چه آن هم در مراسم عزاداری!

با زندگان مهربانتر باشیم خیلی زیباتر از مرده پرستی ست!

می گوید: قبلا تا چهلم لباس سیاه می پوشیدیم ولی الان تا سه الی یه هفته، و اگر لباس سیاه در دسترس نباشد، خود را به زحمت نمی اندازند و نمی پوشند و چه بسا با لباسی که دارند و مثلا سفید است در مراسم حاضر شوند. یعنی سیاهی رنگ لباس شرط نیست! آنچنان برایمان مهم نیست!

بعد از مرگ متوفی، به زندگی عادی خود بر می گردند. این طور نیست که دست از زندگی بردارند.... یعنی دست از زندگی برداریم. زنده، باید زندگی کند!

ادامه موانع نکاح و نکات جالب حقوقی

بعد از انحلال نکاح، یعنی وقتی زن طلاق گرفت ، زن باید مدتی از شوهر کردن دوباره، خودداری کند. این مدّت رو در اصطلاح حقوقی، 《عده》می نامند.

اگر زن شوهرداری با مردی رابطه نامشروع داشته باشد، بعد از جدایی از شوهر خود، نمیتواند با آن مرد نکاح کند.

اگر مردی ۴ زن داشته باشد و یکی از آن ها را به طلاق رجعی رها کند، تا وقتی که عده آن زن سپری نشده، حق نکاح مجدد را ندارد.

در شرع، اجازه گرفتن زنان متعدد مشروط به این است که مرد توانایی اجرای عدالت را بین آنها داشته باشد. اول قانون مدنی، تشخیص این شرط اجرای عدالت رو به شوهر داد، و چون بعضی مردان سوء استفاده کردن، قانون آمد تحقیق اجرای عدالت و توانایی مالی مرد رو به دادگاه داد.

ماده ۱۶ قانونی مدنی گفته : اگر موارد زیر باشد ، مرد می تونه زن دوم بگیرد.

در ادامه نکاتی ذکر شده که خواندنش جالب هست.

موارد مانع نکاح/ نکات قرابت رضاعی

در زمان شیرخوارگی، چون هنوز اندام های بدن طفل کامل نیست. ) مثلا اگر به سرش دست بزنید می بینید فرو می رود و سفت سفت نیست!) پس اگر از شیر زنی بخورد، از نظر هم خونی، مثل فرزند آن زن می شود. البته این نکته راباید به یاد داشت که یکی از شرایط قرابت رضاعی این هست که طفل از آغوش زن شیر بخورد و شروط دیگر که باعث قرابت رضاعی می شد قبلتر در پست های دیگر، نوشته ام.

حرمت رضاعی، محدود به اشخاصی است و نباید دایره آن را با مقایسه و تشبیه گسترش داد. مثال: اگر پسری از شیر زنی با شرایط خاص تغذیه کند، این زن مادر رضاعی اوست و اگر دختر دیگری از شیر زن خورده باشد خواهر رضاعی او می شود و شوهر زن، پدر رضاعی او. ولی نباید ادعا کرد که چون این زن ، مادر رضاعی طفل دختراست به منزله مادر رضاعی برادر آن دختر هم هست و به همین ترتیب، دختران رضاعی نیز همه در حکم خواهران رضاعی او هستند و.‌‌‌.. این توسعه با ظاهر قانون مدنی منافات دارد و فروعی رو ایجاد می کند که اخلاق عمومی و منطق سلیم در زمان ما، آن را قبول ندارد. مثلا، اگر زنی به برادر شوهرش شیر بدهد باید مادر رضاعی شوهر خودش به حساب بیاید و بر او حرام گردد!و... برای پرهیز از رسیدن به این نتایج، نباید مادر رضاعی شخص را مادر رضاعی برادر او نیز بدانیم. یا اگر زنی به نوه ش شیر بدهد، دخترش به منزله خواهر رضاعی او نیست!!!

داخل پرانتز در کتاب نیست.

تا صفحه ۱۰۷

موانع نکاح / محارم سببی

نکات دیگر:

ادامه نوشته

موانع نکاح/ محارم نسبی/ جنبه روانی

وقتی بعد از صفحه ۱۰۰ رو می خواندم. مطرحش کردم و به گفت و گو پرداختم با ایشون. منظور من از ایشون در وبم، هر دفعه یک فرد است! ممکن هست بعضی مواقع، فقط یک فرد از افراد مد نظرم باشد!:)))) بله‌. ایشون، به بحث علاقه ای نشان ندادن و گفتن این دیگه چه حرفیه!؟ یعنی اصلا خوشش نیامد‌. صادقانه بنویسم. وقتی دلیل اخلاقی و اجتماعی موانع نکاح با محارم نسبی رو می خوندم، چند علامت سوال در ذهنم سبز شد و توضیحات کتاب برام عجیب بود! بیشتر از پاسخ، ابهام ایجاد می کرد. فقط جنبه روانی قانع کننده بود و بر عقل هم سازگار بود. اشاره به دو آیه از آیات سوره نساء هم، برام جالب بود. خداوکیلی، خواندن رشته حقوق واقعا حوصله می خواد. بیشتر کتابهای مرحوم کاتوزیان، منابع اصلی درس حقوق مدنی دانشجویان حقوق هست. اگر رشته حقوق می خواندم، واقعا پیر می شدم. بیشتر از رشته من، دقت و صبر می خواد. خداوند به دانشجویان رشته حقوق، صبر بدهد واقعا!