کلاهبرداری؟
کلاهبردارا، نسبت به سارق عادی، از هوش و ذکاوت بیشتری بهره مند هستن. ممکنه منصب اجتماعی و اقتصادی هم داشته باشن. کلاهبردارا، معمولا ردّپایی از خودشون نمی ذارن. گزارش ندادن قربانی هم کار پلیس رو سخت تر می کند.
قربانی، به دو دلیل گزارش نمی دهد. برای این که ساده لوحیش آشکار نشه و مورد استهزا قرار نگیره. دیگر اینکه کلاهبرداری در موسسات و شرکت های بزرگ اتفاق می افتد مثل بانک و موسسه اعتباری مالی. مدیر اینجور شرکتا ، وقوع کلاهبرداری رو گزارش نمی کنند تا اعتبارشون نزد مردم از بین نره. فکر دارن گزارششون هم فایده نداره چون بیمه خسارتی نمیدهد!
* حالا، مجازات کلاهبرداری چطوریه؟
مجازات اسلامی، سه دسته اند.
قصاص
حدود
تعزیرات.
نویسنده ی کتابی که این مطالب رو ازش می نویسم 《دیه》 رو در تقسیم بندی نیاورده. کلاهبرداری، نوعی اکل مال به باطل(خوردن مال به باطل). رجوع به آیه ۱۸۸ بقره.
وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
یعنی کلاهبرداری در دسته تعزیرات قابل مجازات است و مجازاتش رو تعیین می کنند.
توی متون فقهی، احتیال یعنی کلاهبرداری. مُحتال، یعنی کلاهبردار.
توسّل توام با سوء نیّت به وسایل یا عملیات متقلبانه برای بردن مال دیگری، تعریف کلاهبرداری است!
براساس کتاب حقوق کیفری اختصاصی جرایم علیه اموال و مالکیت، نوشته حسین میر محمّد صادقی، ازصفحه ۲۶ تا ۵۱ نکاتش گذاشته شد اینجا.
__________
نکته زیاده. ادامه ش بسیار جالبتر میشه پس ادامه دارد ان شاء الله!
توی وبلاگم، چند مورد کلاهبرداری رو نوشتم که یکیش سر خودم اومده. موسسه ای هست توی اینترنت به نام 《فراعصر》؛ که کلاه خیلیا رو برداشته و سر منم کلاه گذاشت.خدا ازشون نگذره. مخصوصا از اون دخترایی که برا اینا کار می کنند و آگاه هستن به کار کلاهبرداری و می گویند ما انجام ندهیم یکی دیگه براشون کار میکنه. نه خانم، شما کار نکنی، دیگری هم براشون کار نکند اینا جمع می کنن کلاهبرداریشون رو. شمایی که به کار کلاهبردار رونق می دهی! می فهمین یا نه؟! من هنوز متعجبم با وجود این همه گزارش توسط مردم، چرا پلیس کاری انجام نمیده! چرا؟! چرا ای مسئولین؟ چرا کلاهبردارا رو دستگیر نمی کنید؟ کاری انجام دهین لطفا!
ای مسئولین! چرا وقتی مردم میان توی ملاقات های حضوری به شما اعلام می کنن که فلان فرد رشوه گیر است و فلان و فلان، چرا رسیدگی نمی کنید؟ چرا؟! لطفا کلاهبرداران، رشوه گیران را دستگیر بفرمایین! لطفا، لطفا!
چند مورد رو خودم با چشمای خودم دیدم از نزدیک، و من برای کاری دیگر رفتم و بعد دیدم کار کلاهبرداریه و کلاه گذاشتن سر مردم بود اسم دولت هم می بردن. از اسم دولت سوء استفاده می کردن! من اونجا یه ساعت بودم و متوجه تمام کارشون شدم و چون نتونستم دروغ بگم و فهمیدم کلاهبرداریه اومدم بیرون. طی اون مدت، شاهد بودم یه خانم چندبار تماس گرفت و میگفت: گفتن که با دو عدد ساعت مچی مردانه و زنانه قراره بوده موبایل مدل نمیدونم چی بفرستن ولی نفرستادن! گریه ش گرفته بود خانمه! دلم خیلی براش سوخت. خیلی! اونا منو سرزنش می کردن وقتی راست می گفتم. من پرسیده بودم از خانمه که واقعا می فرستین؟ می گفت: آره. طی آن یه ساعت متوجه شدم از الف تا ی که از دهانش بر زبانش جاری شده بود به تمام، دروغ بود! به دروغ می گفت اسامی مشتری خودمونه؛ در حالی که، مشخص بود لیست ها رو از یه سایت گرفته بودن. جلو هر اسم نوشته شده بوده که فلان سال چی خریده و آدرسش کجا و اسمش چیه! خدایا، یه آدم چقدر میتونه حقیر باشه که پیش تو اینقدر دروغ بگه؟! توی چشم من نگاه می کرد و دروغ می گفت. همان لحظه ها ، خداوند، همه چی رو نشانم می داد. رسواشون می کرد. متوجه شدم اطرافم پر گرگ! خدایا، شکرت که تو همیشه حاضری و مرا آگاه میکنی. شکرت! درباره پُست کلاهبرداری با این مضمون، یکی اومد توی وبم بهم توهین کرد و گفت: تو اومدی به تهرانیا توهین کردی... . در حالی که من اشاره کرده بودم به ساختمانی نزدیک مترو خیابان پیروزی که چند تا شعبه داشتن و آدمایی بودن که راحت بودن و محرم و نامحرم حالیشون نبود. از اونایی که صاحب کار آقا انگار دادشش بود! با مردم تماس می گرفتن و می گفتن شما برنده شدین! راحت تر از آب خوردن، دروغ می گفتن. من هر چی از دروغ بدم میاد، بیشتر دروغگو می بینم! خدا بهم خیلی رحم کرد که آن روز، از آن جو سنگین و سم، سالم اومدم بیرون. شاید آن روز، روز امتحان من بود! اسمی از تهرانی و شهرستانی و هیچی نبرده بودم. اصلا متوجه نشدم کجایی ان؟! برام مهم نبود . فقط پاکی کار برام مهم بود که پاک نبود! من تلاش زیادی کردم برای کار کردن، ولی راضی به کار برای هیج کسی نشدم جز برای خودم! یه کار که درست باشه و مورد علاقه من هم باشد! خدا رو شکر! پُستش هست هنوز. بعد اون نظر گذار، من رو، قوم من رو و هم زبانان من رو، بست به گلوله و تهمت و قضاوت و توهین... که من فلانم، بهمانم!
یه مورد قابلمه ها رو گزارشش رو توی یه سایت دیدم. اون موضوع قابلمه هم یه شرکت معروفِ، و متعجبم که شرکت گفته من هیچ مسئولیتی قبول نمیکنم که دیگران از اسم شرکتم سوء استفاده میکنند! جالبه، توی تلویزیون، شرکتش رو تبلیغ کردن و یه مجری معروف هم آوردن برای تبلیغ. متعجبم که صاحب این شرکت، چرا پیگیر نمیشه و واسش مهم نیست که بعضیا از اسم شرکتش سوء استفاده می کنند؟! مگه میشه بفهمی از اسم شرکتت استفاده می کنند بعد بگویی به من چه و برات مهم نباشه!؟ یعنی مدیر شرکت راضیه به کار کلاهبردارایی که داران کلاه میذاران سر مردم؟ من ناراحت شدم برای هموطنام وقتی نظراتشون رو که پر از اندوه بود، می خواندم، اونوقت شما بیخیالی؟! چرا؟ یکی بیاد سر خودت کلاه بذاره چه حسی بهت دست میده؟
مسائل حقوقی خانواده جلد یک کاتوزیان رو که مربوط به نکاح و طلاق، در روزهای آینده میخونم و می نویسم نکاتش رو.



وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .