کلاهبرداری؟

کلاهبردارا، نسبت به سارق عادی، از هوش و ذکاوت بیشتری بهره مند هستن. ممکنه منصب اجتماعی و اقتصادی هم داشته باشن. کلاهبردارا، معمولا ردّپایی از خودشون نمی ذارن. گزارش ندادن قربانی هم کار پلیس رو سخت تر می کند.

قربانی، به دو دلیل گزارش نمی دهد. برای این که ساده لوحیش آشکار نشه و مورد استهزا قرار نگیره. دیگر اینکه کلاهبرداری در موسسات و شرکت های بزرگ اتفاق می افتد مثل بانک و موسسه اعتباری مالی. مدیر اینجور شرکتا ، وقوع کلاهبرداری رو گزارش نمی کنند تا اعتبارشون نزد مردم از بین نره. فکر دارن گزارششون هم فایده نداره چون بیمه خسارتی نمیدهد!

* حالا، مجازات کلاهبرداری چطوریه؟

مجازات اسلامی، سه دسته اند.

قصاص

حدود

تعزیرات.

نویسنده ی کتابی که این مطالب رو ازش می نویسم 《دیه》 رو در تقسیم بندی نیاورده. کلاهبرداری، نوعی اکل مال به باطل(خوردن مال به باطل). رجوع به آیه ۱۸۸ بقره.

وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ

یعنی کلاهبرداری در دسته تعزیرات قابل مجازات است و مجازاتش رو تعیین می کنند.

توی متون فقهی، احتیال یعنی کلاهبرداری. مُحتال، یعنی کلاهبردار.

توسّل توام با سوء نیّت به وسایل یا عملیات متقلبانه برای بردن مال دیگری، تعریف کلاهبرداری است!

براساس کتاب حقوق کیفری اختصاصی جرایم علیه اموال و مالکیت، نوشته حسین میر محمّد صادقی، ازصفحه ۲۶ تا ۵۱ نکاتش گذاشته شد اینجا.

__________

نکته زیاده. ادامه ش بسیار جالبتر میشه پس ادامه دارد ان شاء الله!

توی وبلاگم، چند مورد کلاهبرداری رو نوشتم که یکیش سر خودم اومده. موسسه ای هست توی اینترنت به نام 《فراعصر》؛ که کلاه خیلیا رو برداشته و سر منم کلاه گذاشت.خدا ازشون نگذره. مخصوصا از اون دخترایی که برا اینا کار می کنند و آگاه هستن به کار کلاهبرداری و می گویند ما انجام ندهیم یکی دیگه براشون کار میکنه. نه خانم، شما کار نکنی، دیگری هم براشون کار نکند‌ اینا جمع می کنن کلاهبرداریشون رو‌. شمایی که به کار کلاهبردار رونق می دهی! می فهمین یا نه؟! من هنوز متعجبم با وجود این همه گزارش توسط مردم، چرا پلیس کاری انجام نمیده! چرا؟! چرا ای مسئولین؟ چرا کلاهبردارا رو دستگیر نمی کنید؟ کاری انجام دهین لطفا!

ای مسئولین! چرا وقتی مردم میان توی ملاقات های حضوری به شما اعلام می کنن که فلان فرد رشوه گیر است و فلان و فلان، چرا رسیدگی نمی کنید؟ چرا؟! لطفا کلاهبرداران، رشوه گیران را دستگیر بفرمایین! لطفا، لطفا!

چند مورد رو خودم با چشمای خودم دیدم از نزدیک، و من برای کاری دیگر رفتم و بعد دیدم کار کلاهبرداریه و کلاه گذاشتن سر مردم‌ بود اسم دولت هم می بردن. از اسم دولت سوء استفاده می کردن! من اونجا یه ساعت بودم و متوجه تمام کارشون شدم و چون نتونستم دروغ بگم و فهمیدم کلاهبرداریه اومدم بیرون. طی اون مدت، شاهد بودم یه خانم چندبار تماس گرفت و میگفت: گفتن که با دو عدد ساعت مچی مردانه و زنانه قراره بوده موبایل مدل نمیدونم چی بفرستن ولی نفرستادن! گریه ش گرفته بود خانمه! دلم خیلی براش سوخت. خیلی! اونا منو سرزنش می کردن وقتی راست می گفتم. من پرسیده بودم از خانمه که واقعا می فرستین؟ می گفت: آره. طی آن یه ساعت متوجه شدم از الف تا ی که از دهانش بر زبانش جاری شده بود به تمام، دروغ بود! به دروغ می گفت اسامی مشتری خودمونه‌؛ در حالی که، مشخص بود لیست ها رو از یه سایت گرفته بودن‌. جلو هر اسم نوشته شده بوده که فلان سال چی خریده و آدرسش کجا و اسمش چیه‌! خدایا، یه آدم چقدر میتونه حقیر باشه که پیش تو اینقدر دروغ بگه؟! توی چشم من نگاه می کرد و دروغ می گفت. همان لحظه ها ، خداوند، همه چی رو نشانم می داد. رسواشون می کرد. متوجه شدم اطرافم پر گرگ! خدایا، شکرت که تو همیشه حاضری و مرا آگاه میکنی. شکرت! درباره پُست کلاهبرداری با این مضمون، یکی اومد توی وبم بهم توهین کرد و گفت: تو اومدی به تهرانیا توهین کردی... . در حالی که من اشاره کرده بودم به ساختمانی نزدیک مترو خیابان پیروزی که چند تا شعبه داشتن و آدمایی بودن که راحت بودن و محرم و نامحرم حالیشون نبود. از اونایی که صاحب کار آقا انگار دادشش بود! با مردم تماس می گرفتن و می گفتن شما برنده شدین! راحت تر از آب خوردن، دروغ می گفتن. من هر چی از دروغ بدم میاد، بیشتر دروغگو می بینم! خدا بهم خیلی رحم کرد که آن روز، از آن جو سنگین و سم، سالم اومدم بیرون. شاید آن روز، روز امتحان من بود! اسمی از تهرانی و شهرستانی و هیچی نبرده بودم‌. اصلا متوجه نشدم کجایی ان؟! برام مهم نبود . فقط پاکی کار برام مهم بود که پاک نبود! من تلاش زیادی کردم برای کار کردن، ولی راضی به کار برای هیج کسی نشدم جز برای خودم! یه کار که درست باشه و مورد علاقه من هم باشد! خدا رو شکر! پُستش هست هنوز. بعد اون نظر گذار، من رو، قوم من رو و هم زبانان من رو، بست به گلوله و تهمت و قضاوت و توهین... که من فلانم، بهمانم!

یه مورد قابلمه ها رو گزارشش رو توی یه سایت دیدم. اون موضوع قابلمه هم یه شرکت معروفِ، و متعجبم که شرکت گفته من هیچ مسئولیتی قبول نمیکنم که دیگران از اسم شرکتم سوء استفاده میکنند! جالبه، توی تلویزیون، شرکتش رو تبلیغ کردن و یه مجری معروف هم آوردن برای تبلیغ. متعجبم که صاحب این شرکت، چرا پیگیر نمیشه و واسش مهم نیست که بعضیا از اسم شرکتش سوء استفاده می کنند؟! مگه میشه بفهمی از اسم شرکتت استفاده می کنند بعد بگویی به من چه و برات مهم نباشه!؟ یعنی مدیر شرکت راضیه به کار کلاهبردارایی که داران کلاه میذاران سر مردم؟ من ناراحت شدم برای هموطنام وقتی نظراتشون رو که پر از اندوه بود، می خواندم، اونوقت شما بیخیالی؟! چرا؟ یکی بیاد سر خودت کلاه بذاره چه حسی بهت دست میده؟

مسائل حقوقی خانواده جلد یک کاتوزیان رو که مربوط به نکاح و طلاق، در روزهای آینده میخونم و می نویسم نکاتش رو.

نکات حقوقی مهم درباره عقد نکاح

*هدف عقد نکاح چیه؟ حمایت از کودکان و پایبند ساختن مرد و زن به خانواده!

*در انجام نکاح، لفظ خاصی شرط نیست. دختر و پسر، یا زن و مرد می تونند به وسیله نوشته بیان اراده کنند. یعنی نویسنده قانون مدنی به فکر افراد لال هم بوده. ماده ۱۰۶۶ میگوید: هر وقت یکی از متعاقدین(هم عهدها)، یا هر دو لال باشند، عقد به اشاره از طرف لال انجام می شود مشروط بر اینکه؛ به طور وضوح، حاکی از انشاء عقد باشد!

* زن و مردی که از هم فاصله مکانی دارن و غایبن می تونند به وسیله تلفن، اراده خود را برای ازدواج به هم اعلام کنند.این عقد نکاح، درسته. ( نمونه فیلم سینمایی دیدم که آقا توی جبهه بود و پای تلفن بله رو گفت. یا فیلمی سینمایی بود که آقا خارج کشور بود و عکسش حاضر بود و تلفنی بله رو گفت؛ ولی، آقا با عکسش مطابقت نداشت.:) اسم فیلما رو هم یادم نیس!)

* وکالت به غیر، برای انجام نکاح ممکنه. البته، بایستی حقوق موکل حفظ بشود و وکیل سوء استفاده گر نباشد!

* تعلیق در عقد، باعث باطل شدن عقد است. مثلا اگر یکی ( جو بگیرتش و بگوید) به شرط قبول شدن در امتحان یا سود بردن در تجارت با دیگری ازدواج میکند کند، به حکم ماده ۱۰۶۸ این نکاح باطل است!

* کسی که به درستی، جنسیتش تشخیص داده نمی شود، نمی تواند همسر انتخاب کند ولی، ناتوانی جنسی یا نداشتن اندام جنسی ، چه به صورت طبیعی( مادرزادی) و چه در اثر حادثه باشد، مانع نکاح نیست و نکاح را باطل نمی کند ؛ ولی، این عیب به زن حق فسخ نکاح را می دهد!

اساس نوشته از منبع: دوره حقوق مدنی خانواده نوشته کاتوزیان جلد۱ از ۶۱ تاصفحه ۷۰.

داخل پرانتزا در کتاب نیست!

کارگاه خیاطی!؟

دوست دارم وقتی میرم بیرون چند کار رو با هم انجام بدهم. یکی از کارام رو که به ثمر رسوندم؛ رفتم خرازی تا چند تا وسیله بخرم. از اونجا هم باید می رفتم پارچه می گرفتم و بعد یه جا دیگه هم باید می رفتم. یعنی ۴ تا کار توی یه ساعت و نیم، باید انجام می شد و من برمی گشتم خونه. خرازی که می رم همیشه شلوغه چون خیلی وسایلش عالیه و قیمتاش هم منصفانه است. خیلی هم معروفه به منصف بودن و خوشنام بودن! وارد که شدم، سلام کردم و پرسیدم:《 کارگاه خیاطی دارین؟!》با اعتماد به نفسم گفتم! ایشون هم از چهره ش معلوم بود خیلی خسته به نظر می رسید، گفت: آره ، اون ته مغازه هست از بچّه ها بپرسین. همکارشون دو تا آقا بودن. از آقایی که نزدیک ته مغازه بود پرسیدم. 《کارگاه خیاطی دارین؟!》 بازم خودم متوجه اشتباهم نبودم. آقا هنگ رفت. گفت: کارگاه خیاطی؟! بذار بپرسم! کارگاه خیاطی من نشنیدم! بعد، دو تا خانم کنارم بودن. لبخند زدن. لبخند خوشگلا، گفتن: 《کارگاه گلدوزی!》 تازه من متوجّه اشتباهم شدم. خنده ام گرفت! تازه، یادم افتاد چرا هی میگم:《 کارگاه خیاطی!》 به جای 《کارگاه گلدوزی!》 نگو من میخوام برم پارچه برای خیاطی هم بگیرم. اینه که، قاطی کردم اساسی! جالب اینجا، امروز 《روز خیاط》 بود! تبریک، تبریک به همه خیاطان عزیز کشورم! محله ما رفتن واسه خیاط محلمون گل خریدن و اهدا نمودن! :) یادم رفت به پارچه فروش بگم: روز خیاط! هر چند من خیاط نیستم، ولی خب، به این مناسبت یه تخفیف خوب بدهید به ما. یادم که نبود! مطمئنا ، ایشون هم تخفیف هم نمی داد. خوب شد منم درخواست تخفیف نکردم!

هنوزم هم خنده ام میاد! 《 کارگاه خیاطی دارین آقا ؟》آره داریم! ماشاء الله به این اعتماد به نفس!

امروز بیش از اندازه سرم شلوغ بود، ان شاء الله بعدا ادامه کتاب رو می نویسم.:)

برهم خوردن پیمان نامزدی و چند نکته!

پیمان نامزدی، عقد جایزی هست و طرفین در فسخ یه طرفه آن، آزاد هستن. اینکه نامزد تعهد بدهد به جبران خسارت، به خاطر تخلف از انجام وعده نیست، به خاطر تقصیر و اوضاع و احوالی است که با فسخ وعده، همراه شده! انصراف از نامزدی، کار مجازی است، مگر اینکه در یه وضع غیرمتعارف و به منظور اضرار ( ضرر رساندن)به دیگری انجام شود. ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی تاکید میکند که 《 ... طرف دیگر نمی تواند... از جهت صرف امتناع از وصلت، مطالبه ی خسارتی کند...》

پس، باید مبنای جبران خسارت و مسئولیت را در امر دیگر جست و جو کرد . به همین دلیل، مسئولیت نامزد پیمان شکن ویژه خسارات نامزد دیگر نیست و بر طبق قواعد عمومی ضمان قهری*به آن رسیدگی می شود.

نکته: در حقوق الان انگلیس و آمریکا، وضع هدایای نامزدی با آنچه در حقوق کشور ما هست شباهت کامل دارد.

منبع: کتاب دوره مدنی حقوق خانواده جلد یک .نوشته کاتوزیان. صفحه ۵۳ تا ۶۱

*ضمان قهری: یعنی شخص باید جبران خسارت کند برای آنچه که قرارداد و عقد بین طرفین نبوده!

نکته: پیمان شکستن خودش یک خطاست!

تماس تلفنی مشکوک یک عدد دروغگو!

تا من کاری برام پیش آمد رفتم و آمدم ، دیدم تماس گرفتن با ایشون و در حال صحبت هستند.

صداش بلند بود و منم می شنیدم. خانمی می گفت: شما سوابق فلان رو ناقص انجام دادین و ....

یه اشاره کردم به ایشون به دلیلی، و گفتم شما گوشی رو بدهید تا من باهاشون صحبت کنم.

گوش دادم ببینم خانم چی می گه:

پرسیدم شما از کجا تماس می گیرین؟

گفت: از فلان کل

معلوم نیست چطور فکر می کنند؟ ای حقه باز، برای چندرغاز رفته کارمند اونایی که نباید، شده و اسم فلان سازمان رو هم بد جلوه میده! گروهی علیه مردم و دولت، که فقط به منافع خودشون فکر می کنند. اسم دولت رو بد جلوه میدهند و سر مردم هم کلاه میذارن و مردم رو هم ، نسبت به دولت بدبین میکنند!

گفتم: کدوم کل ؟

گفت: فقط یه دونه کُل داریم‌!

حرفش به نظرم خیلی مسخره اومد. من خیلی جدّی صحبت می کردم و وقتی جدّی صحبت میکنم مهربانی بیخودی توی لحن صحبتم نیست.کاملا هوشیارم!

گفتم؟ کدوم کل؟ کل کشور؟ کل استان تهران؟ کل فلان؟ کل کجا؟

گفت: گلم شما با من دعوا دارین؟

گفتم: نه، می خوام بدونم حرف حسابتون چیه؟

شما مگه نمی گین سوابق ایشون تکمیل نیست. اسم و فامیلی ایشونی که باهاشون تماس گرفتین، چیه؟!

گوش رو قطع کرد بی تربیت! چون مُچش رو گرفتم!

می خواستم بگم، من گُل تویی که از صدات معلوم بود مطالب رو از رو می خوانی که نفس کم میاری، و به فکر اون جیب خودتی، نیستم! این نانی که تو درمیاری، خوردن نداره! برو کارت رو عوض کن واسه اونا کار نکن وقتی می بینی دروغ توی کارشونه و با حقه بازی می خوان کسب درآمد کنن.

دروغگو! میگه در سیستم نشون میده ناقص! در حالی که سیستم تعریف شده برای ایشون، کاغذ و خودکار جلو دستشه! شماره ایشون رو که گرفت و قطع کرد. شماره بعدی رو گرفت که باز متعلق به ما و شخص دیگری از ما بود! خانم داشت شماره ها رو به صورت رندومی می گرفت!

اینقدر متنفرم از کار دروغگو، دزد و کلاهبردارا، که فقط خدا می دونه چقدر!

البته، حتی اگه اسم و فامیلت رو هم گفتن نباید اعتماد کنید. باید حضوری کاری رو انجام دهید. چون معمولا اگه سازمان دولتی تماس بگیره می گه تشریف بیارین سازمان برای پیگیری. نمی گه تلفنی پول واریز کن تا فلان کنیم! البته، خانم به مرحله درخواست واریزی نرسید و کم آورد!

اول صبحی، داغ دلم رو تازه کردن. یاد اونایی افتادم که سرشون کلاه گذاشتن . خدا نگذره ازشون که ظلم کردن به هموطنانم!

یه عده ای، قابلمه و وسایل آشپزخونه رو که قیمتش ۳ میلیون هم نیست به قیمت حدود ۱۰ میلیون به مردم فروختن اونم به صورت تلفنی.

چطوری؟ این خدا نشناسا، که معلوم نیست چطور لیست خرید مردم به دستشون رسیده. تماس می گیرن و به دروغ میگویند:

شما، سرکار فلانی. جناب فلانی؟

تو هم میگی آره. اونا ادامه میدهند شما برنده جایزه ۱۰ میلیونی شدی. شامل ۲۰ قلم اجناس. و یک کارت هدیه ۶۰ میلیونی .

فلان قدر واریز کن تا جایزه به اسم شما ثبت بشه. تو هم ساده، ثبت می کنی.

اگر هوشیار باشی و هیجان زده نشوی. می گویی: مگه برنده نشدم. پول چی واریز کنم؟ مگه کارت هدیه هم باهاش نیست. از همان کارت هدیه حساب کن واسم. دیگه توی طعمه شون نمی افتین. اما اگه هوشیار نباشین پول بیعانه رو واریز می کنین و قابلمه های درب و داغون براتون می فرستن درب منزل و مابقی رو درب منزل حساب می کنین. من متعجبم از اونایی که گزارش کردند. چطور وقتی قابلمه ها رو با چشم خودشون دیدن بعد باز هم کارت کشیدن به اندازه مابقی ۱۰ میلیون؟ مگه برنده نشده بودی؟ چرا ده میلیون رو کامل پرداخت کردین؟ خواب رفتین؟! چرا وقتی کارت هدیه ۶۰ میلیونی رو نیاوردن و گفتن بعدا میارن، باز موافقت کردین؟ خواهشا ، لطفا ، اگر با حقه، سرتون کلاه میره گزارش بدهید . لطفا، خواهشا. نگوین باید فلان قدر خرج کنم تا به حقوقم برسم. شما حداقل آن گزارش رو بده. بگو سرم کلاه رفته. تا حداقل بقیه آگاه بشوند و حق این حقه بازای کلاهبردار رو بذارین کف دستشون!

سعی کنیم تا جایی که ممکنه تلفنی ، به دیگران اطلاعات ندهیم و هیجانی و احساسی برخورد نکنیم. هوشیار باشیم! ای مردم!

با برهم خوردن نامزدی، تکلیف نامه های مبادله شده چیه؟!

امیدوارم در نهایت، همه نامزدی ها، به عقد نکاح ختم بشود!

اما، اگر نامزدی به هم بخوره و به عقد نکاح منجر نشه، تکلیف نامه هایی که توی دوران نامزدی رد و بدل شده چی میشه؟

در صفحه ۵۲ کتاب دوره حقوق مدنی خانواده یعنی تصویر درج شده پایین👇 پاسخ رو می خونیم.

آثریادیه؟

کتاب امپراتوری هخامنشیان: پادشاهان نامدار نوشته آرمان کریمی، که کتاب مورد علاقه ش هست رو دستش گرفته. می پرسه:《 آثریادیه》 چیه؟

منم هنگ می رم.میگویم: احتمالا، داری تلفظ رو اشتباه می گویی!

بده کتاب رو، ببینم!

می بینم.

نه درست گفت.

اینترنت جست وجو زدم و دیدم معادل 《ماه آذر》 در تقویم هخامنشیان!

برام جالب شد!

یک تا ۶ماه حبس؟!

الان نمی دونم زمان دقیق حبس به خاطر موضوعی که می نویسم چقدر. ولی قانون می گوید مجازات کیفری دارد!

با ایجاد تغییر در قانون، کلا همه چی رو زیر و رو کردند. و از نظر من، ایجاد تغییر در قوانین باعث شده تخلف بیشتر بشود!

《به موجب ماده ۱ اصلاح مواد ۱ و۳ قانون ازدواج مصوب ۱۳۱۶: در نقاطی که وزارت عدلیه معین و اعلام می نماید ، هر ازدواج و طلاق و رجوع باید در یکی از دفاتری که مطابق نظامنامه های وزارت عدلیه تنظیم می شود واقع و به ثبت برسد.

در نقاط مزبور هر مردی که در غیر از دفاتر رسمی ازدواج و طلاق مبادرت به ازدواج و طلاق و رجوع نماید به یک تا ۶ ماه حبس تادیبی محکوم و همین مجازات درباره عاقدی مقرر است که در این نقاط بدون داشتن دفتر رسمی به اجرای صیغه ازدواج یا طلاق یا ثبت رجوع نماید. ۲) ولی ضمانت اجرای تخلف از ثبت نکاح تنها کیفری است و انجام ندادن این تشریفات به درستی عقد خلل نمی رساند.》۳)

به توضیح شماره ۲ و ۳ در تصویر زیر دقت بشود لطفا!

منبع: دوره حقوق مدنی خانواده جلد ۱ صفحه ۲۹،۳۰

نکته: در حال حاضر حبس تادیبی از قانون مجازات نسخ شده ، یعنی حذف شده، زیرا مجازات حبس تادیبی، مربوط به قانون مجازات سابق (۱۳۰۴) بوده است.

قرابت رضاعی

ازقصد ممکنه همچین مسئله ای؟

اینکه یه خانم، فرزند پسر داشته باشه و فامیلش فرزند دختر داشته باشه و به بهانه های مختلف، بچه ش رو بسپاره به خانمی که فرزند دختر داره، تا پسرش رو شیر بدهد تا، تا یه وقت فردا که دو فرزند بزرگ شدند از هم خوششون آمد، نتونند با هم ازدواج کنند؟!

یعنی هست آدمی که اینقدر بدجنس باشه؟!

از اینجور آدما، باید به پروردگار، پناه برد!

یادمه، تلویزیون نشان میداد که دختر و پسری عاشق هم شده بودن و می خواستند عقد کنند ولی، ولی درست روز عقد یکی خبر آورد که اینا نمی تونند! متوجه شدند که مادر یکی به آن یکی تا ۱۵ بار شیر داده ، یعنی انگار اینا خواهر برادر بودن .خواهر برادر رضاعی. عقد هم می کردند ، عقدشون باطل بود. البته، اینا مادرشون همسایه هم بودند و از روی ناآگاهی و به خیال خودشون واسه ثواب، بچه رو یه شبانه روز سپرده بود دست همسایه ، خودش معلوم نیست رفته بود فلان کجا! این کار رو کرده بودن، چه می دونستن این بچه ها در آینده عاشق هم می شوند!

اگه قراره یه مادر به فرزند دیگری شیر بدهد، جوری باشد که به واسطه شیر دادن، پس فردا خواهر برادر رضاعی نشوند! به نظرم این بهتر است! شاید فردا اینا از هم خوششون آمد خواستن ازدواج کنند! این بیشتر ثواب داره اگه دنبال ثوابن!

منبع مطلب زیر از کتاب دوره حقوق مدنی خانواده ج ۱ نوشته کاتوزیان.

خائن و کلاهبردار

وقتی می دونین ممکنه این آدم حقش ضایع بشه، چرا راهنمایی نمی کنین ؟ منافعتون به خطر می افته؟ چرا حقیقت رو پنهان می کنین؟ چرا با مخفی کردن حقیقت، حقوق دیگران رو زیرپا میذارین؟ مگه شما انسان نیستین؟

چرا وقتی نمی دونین، راه غلط نشون میدین ؟

چرا؟

چرا؟

خائنای خدانشناس کلاهبردار حق مردم خور بی کفایت بی مسئولیت ، از هیچکدومتون نمی گذرم! نمی گذرم!

نمی گذرم! نمی گذرم!

هیچی حالیتون نیست! ای ظالما، خدا، نسل تک تکتون رو از روی زمین برداره. شما شکمتون پر از لقمه حرام. حران خورای مزدور!

شماهایی که چشمتون رو می بندین و ظلم می کنین. فقط ظالمین!

چقدر حالم بد شد . آخرین بار اینجوری شدم کی بود؟ کی؟ چه فرقی داره؟

هوش و حواسم به خاطر شنیدن این همه ظلم ، تا جایی رفت که فقط قدم برداشتم تا راهی رفته باشم. انگار، سرم باهام نبود! گوشیم رو جا گذاشتم . فقط مانده بود خودم رو جابذارم!

ازتون بیزارم!

از هر کی که ظلم میکنه و حقوق انسانها را زیرپاش میذاره. بیزارم!

دنبال چی هستین؟

می خواین تا کجا برین؟

آخرش یه قبر سهم همه ست!

یه قبر!

سرما رفته توی پیشانیم! حالم خوب نیست!

دوست ندارم از غم بنویسم.

ولی میدونم چی کار کنم!

نمی ذارم.

من نمی ذارم!

من نمیذارم!

نمیذارم!

نمیذارم!

نمک نشناسای حرام خور!

من نمیذارم!

نمیذارم!

نمیذارم!

از این پس میدونم چه کار کنم!

من نمیذارم! نمیذارم!