دقیقا؟
همین که خواستم بنویسم ،دقیقا! ، این کلمه، منو یاد آهنگی انداخت که می گفت: رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی؟ تو بی من، تو بی من کجایی؟ اصل آهنگ روی سریال غم انگیز«شهرزاد» ضیط شده که به خاطر غم انگیز بودن و افسرده بودن متن آهنگ دوسش ندارم ولی در واقع من خنده ام گرفت از رفیقم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ چرا؟ چون این بخش از آهنگه، روی یه کلیپ با تصاویری سیاسی و به طرز خنده آوری، ضبط شده بود. حالا بروم سراغ حرف اصلی. قبلش خدا قوت بر روزه داران عزیز ، التماس دعا داریم همچنان.![]()
و اما، راه هایی برای حل مشکلات.
بپرس: مشکل دقیقا کجا؟ قشنگ آن چیزی که برات اسمش مشکله، برا خودت تعریف کن. خیلی از مشکلات با بیان تعریف حل شده اند اصلا. میشه برای یه مشکل ، چند تا تعریف تهیه کرد. بعضی وقت ها یه مشکل اینقدر بزرگه که خودش از چند مشکل تشکیل شده. باید دید چه دلایل احتمالی باعث شده که این مشکله به وجود بیاد؟ قبل از این که به دنبال راه حل بروی ، باید ببینی که دلایل ایجاد مشکله چیه؟ هر راه حلی که به ذهنت می رسه قشنگ بنویس رو کاغذ. هر چه راه حل بیشتر ، بهتر! یادمون باشه که در اکثر موارد راه حل واضح ، بهترین راه حل نیستش. یه وقت هایی راه حلی وجود داره که با راه حل اولیه تفاوت زیادی داره. بعضی مواقع، اصلا نباید کاری کرد. وقتی همه اطلاعات رو آماده کردی ، تصمیم بگیر و راه حل رو انتخاب بفرما. هر چه زمان بیشتری برای فکر و مطالعه و یافتن راه حل بذاری جواب بهتر و دقیق تری می گیری. آخر سر ، وقتی درباره بهترین راه حل تصمیم گرفتی ، باید جایی رو برای احتمال ناکارآمدی آن باز کنی. فرایند تفکر درباره راه حل جایگزین ( راه حل دوم) ، یه تمرین سنگین فکری هست و باعث می شه تا دیدگاهت رو نسبت به اصل مشکل و همه راه حل های ممکن گسترش بدهی. با تفکر درباره نحوه اجراء، و شروع راه حل دوم می توان ایرادات راه حل اول رو پیدا کرد، یا اصلا میشه دو راه حل رو با هم جایگزین کرد. اگر همه این برنامه ها جواب نداد ، بالاخره باید کاری کنیم. ولی چه کار کنیم؟ بدترین نتیجه ممکن رو پیش بینی می کنیم. توی تصمیم گرفتن کمی ریسک هست چون درباره نتیجه تصمیم مطمئن نیستیم. هم برای انجام دادن و هم برای انجام ندادن کار ، بالاخره باید ریسک کنیم. اینم هست اصلا ریسک نکنیم.
برداشتی از مدیریت زمان، صفحه 330 تا335.
یادداشت:
مشکل : من یه عدد بذر کاشتم ، که باید فلان گل رو به من بدهد. بعد اونوقت این بذر باید دو ماه دیگه جوانه بزند. ولی قبل از جوانه بذر ، یهویی یه گیاهی رشد کرده که یه ساقه محکم داره و دو عدد برگ نازنین. بعد از گذشت دو هفته دیگر یه عدد برگ شبیه قطره آب رشد کرده و الان 4 برگه شده و من اسم این نهال کوچک رو نمی دونم چیه ؟مثلا این مشکله؟ مشکل به این خنده داری؟ وای چه مشکل خوشگلی!![]()
دلیل احتمالی ایجاد مشکل 1: معلوم نیست توی این کودی که من ریختم توی گلدون چیه بوده که این رشد کرده.!
دلیل احتمالی دیگر ایجاد مشکل2 : بذر ، اشتباهی بوده! که این بعیده ، چون من خودم بذر رو کاشتم و بذر و شکل بذر رو می شناسم.
راه حل 1 : حالا من باید بدهم عکس نهال رو به گوگل تا بگوید این چیست؟
راه حل 2: باید صبر کنم شاید این یه میوه ای داد به من. اونوقت می فهمم. ولی باید چند سالی صبر کنم احتمالا. منم صبور!![]()
به این فکر می کنم اسم وبمو بذارم � کتابخانه محراب عشق� چطوره؟ بگذریم.
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .