سکوت
برای اینکه افسار زبانم را بگیرم ۲۶سال ریگ در دهان گذاشتم..
#مرحوم قاضی
_ro0.jpeg)
برای اینکه افسار زبانم را بگیرم ۲۶سال ریگ در دهان گذاشتم..
#مرحوم قاضی
_ro0.jpeg)
سلام، «داعیالله» عزیزم…!
از میان همهی القاب شما، با این یکی بیشتر انس دارم؛ چون مرا به یادِ خداوند میاندازد.
الان حضورِ شما را حس میکنم، و این حس، قشنگترین حسِ دنیاست... 🥹
گاهی دلم میخواهد ساعتها کنار دیوار بنشینم، چشمهایم را ببندم، و فقط در دلم با شما حرف بزنم…
پرسشهای زیادی در ذهنم هست، اما نمیدانم باید بپرسم یا نه؟! من بسیار نمیدانم، و ای کاش میدانستم!
در عینِ نادانی، شکرِ خدا را میکنم؛ چون حس میکنم همه چیز، با خواستِ الهی، درست سرِ جای خودش است. خدایی که اینگونه صلاح دیده، حتماً در پسِ آن حکمتی است. از نظر خودم، من تلاشم را کردم، وقتی اوضاع اینجوریه، دیگه جز رضایت، چه میتوانم بگویم؟
_glmr.jpeg)
🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌹
نیا نیا گل نرگس جهان که جای تونیست
دوصدترانه به دلها یکی برای تونیست
نیا نیا گل نرگس که بر زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست
نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست
جز عرق شرم چی میمونه واسه آدم وقتی اینو میخونه !وای بر ما !
انتظارش ،انتظارم سیر کرد
آنکه میخواهد بیاید دیر کرد
تابه کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟
آمدن ;رفتن ;ندیدن ;سوختن ...
ای که دستت میرسد بر زلف یار
در حضورش نام ما راهم بیار ...
شماهایی که دنیاتون براتون شده زندون بی دیوار!بیاین باهم بخوایم بیاد!
اگه ذره ای بخوایم میاد !
#یلدا محجوب
یه بار به تو نشون داد ، تو که دیدی، یادت میاد؟ همین الان هم چشمات رو ببندی، مثل یه فیلم، همه چی از جلو چشمات رد میشه.... دیدی هیچی نبود و هر چی بود، او بود؟! اسم خدا رو فریاد بزن! بیفت به خاک. بگو: ای خدا، من کجا دارم میرم؟ بذار بتونم. میخوام ببینم. ببینم قدرت تو رو. خسته ام از این خودم. این من رو بگیر که هیچم! هیچ... پوچم، پوچم... همه جا تویی خدا.... بگیر از من هر چی که تو رو از من گرفت. بگیر از من، هر چی که تو رو از من می گیره. خدایا شکرت!
دو روزه ذهنم برگشته، برگشته به روزی که سادات اومد توی دانشکده، چادرش خاکی بود، با قطار از طرف دانشکده، رفته بودن راهیان نور، شلمچه... همین که رسیده بودن، یه راست اومده بود تا ما رو ببینه. بعد از احوال پرسی و خنده و گپ و گفت، گفت:《 توی قبر خوابیدیم و یکی روضه میخوند و گریه می کردیم.》 از تمام حرفاش، اینو خوب یادم مونده.... عجیب، دلم میخواد توی یه قبر بخوابم، یکی با صدای زیباش روضه بخونه و من گریه کنم تا روحم جلا بگیره! میخوام عبور کنم از سطح، و عمق رو ببینم! پس شروع کن. کارایی رو انجام بده که اون روزا انجام می دادی. تو، می تونی. باور دارم که خدا کمکت میکنه.
_9kuk.jpeg)
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما
بر شوره زار معصیتم گریه می کنی
جانم فدای دیده ی بارانی شما
پرونده ام برای شما دردسر شده
وضع بدم دلیل پریشانی شما
ای وای من!که قلب شما را شکسته ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟
ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
«عفو و گذشت» سُنت کنعانی شما
آیا حقیقت است که اصلا شبیه نیست
رفتار ما به رسم مسلمانی شما؟
ایران ما اگر چه بسی شاه دیده است
چشم امید بسته به سلطانی شما
صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند
در انتظار منسب دربانی شما
عشاق شهر یکسره تعریف می کنند
از لحن و صوت مکی قرآنی شما
نشنیده،یاد روضه ی گودال کرده ام
دل می برد تلاوت روحانی شما
این اشک روضه حال مرا خوب کرده است
رد خور نداشت نسخه ی درمانی شما
«یا فارس الحجاز» برایم دعا کنید
درمانده است شاعر ایرانی شما
شاعر : وحید قاسمی
چند روز قبل، نوشتم: من همه آرزوهام رو خاک کردم و یه سری حرف دیگه که یادم نیست چی نوشتم، چون پاک کردم حرفامو. اما انگار تو چیز دیگه ای در نظرت بود. خیلی خوبی خدا:))) خدایا! تو قادر هستی همه آرزوها رو یه جا برآورده کنی. واقعا، طی این چند روز اخیر این رو خوب درک کردم. ازت ممنونم واسه محبّت فراوانت! پیش خودم فکر می کردم من چه کار کردم پیش تو، که لایق محبّتت شدم، اونم اینجور...؟ واقعا، هیچی به ذهنم نرسید. دیدم واقعا لایق توجه تو نبودم به این صورت، ولی تو بزرگی خودت رو بهم نشون دادی. اینقدر قلبم شاد شد که خودت می دونی دیگه.:) هر چی شکرت رو بگم، کمه! خیلی سپاسگزارم ازت! امیدم بهت بیشتر شد. تو کافیه بخوای، همه چی جور میشه! و اگه نخوای، نمیشه که نمیشه!
الحمدلله، واسه محبّتت ای الله!😍☺️🥰🌺