پِژارهَ
ذهنم رفت اواخر ماه آذر, وقتی که یکی از نزدیکانم به رحمت خدا رفت. خدا بیامرزتش. 🌹
وقتی بچّه کوچولو بودم، یعنی تا کلاس پنجم، از نزدیک شاهد مراسم عزاداری بودم. میدونستم چه جوریه. ولی هیچ وقت نشد دستم رو به صورت چرخ و فلک بگردونم، یا دستم رو به حالتی بگیرم که روی خودم رو بخراشم، به اصطلاح زبان لکی، 《شین》انجام بدهم. نخواستم و نتونستم. شاید دلیلش این است من اینجا بزرگ شدم و نه در زادگاهم! البته، انجام شین معمولا باید جوری باشد که صورت اصلا خراش برندارد، و اکثرا آن طور انجام می دهند. ولی برخی صورتشان را زخم زخم میکنند. وای خدا، به نظر من این کار، آسیب زدن به صورت، گناه هست.
اخیرا هم، نشد برم مراسم تشییع جنازه. حتی اگر می رفتم، نمی تونستم 《شین》 انجام بدهم و یا دستام رو به صورت چرخ و فلک بگردونم. توی مستند 《پِژارهَ》اگر کلیک کنید روی پژاره، تقریبا دقایق ۳۹ به بعد، قشنگ توضیح داده که هر کدوم از حرکات در مراسم عزاداری، موقع مرگ عزیزی،توسط آقایان و خانم ها، یعنی چی! آن آداب و رسوم، ریشه تاریخی در ایران زمین دارد. حتی نشده که دو طرف چادر رو بگیرم و ببرم پشت گردن و گره بزنم و بعد یکی بیاد گره چادر رو به نشانه احترام باز کند. نخواستم و نتونستم. برام سخته. دوست ندارم کسی از من انتظار داشته باشه توی مراسم عزاداری این کارا رو که جزء فرهنگ ماست، انجام بدهم. من تنها کاری که ازم برمیاد توی عزاداری، موقع مرگ عزیزی، فقط گریه است و خواندن فاتحه و قرآن _ عمل معنوی_ نه هیچ کار دیگری....
تمام رسوم و آداب عزاداری، برام جالبه، خواندن مور توسط خانم ها و آقایان هم برام جالبه!
میگفت: توی مراسم یکی داشت به صورت مور، جمله ای رو می گفت. می گفت : ای که برای تو انجام نشد فلان کار.... بعد، دیگری بسیار ناراحت شد و رو در رو و چشم توی چشم به دیگری گفت: چرا اینجور می گویی که در حق او فلان کار انجام نشد؟ همسر من و فلانی و فلانی و فلان ها همه فلان کار را برایش وقتی زنده بود برایش انجام دادند. اینجور نگو! جای من خالی بود خدایی. من بودم اغراق و تیکه اندازی می شنیدم واقعا نمی تونستم تحمّل کنم. و به آن آشنا یک تذکر جانانه می دادم و می گفتم: خجالت بکش لطفا! همینقدر راحت! البته می بردمش گوشه ای!
آخه، توی مراسم اگه یکی از نزدیکان درجه یک، گریه نمی کند و هیچ عکس العملی ندارد. تو چه کاره ای که می گویی او دلتنگ نیست. عین خیالش نیست! تو ، مگه توی دل اویی!؟ این همه مرگ و میر می بینید براتون عادی شده؟! دست از غیبت و زخم زبان بردارید لطفا، شما در مراسم عزایید!
یادمه سریال ستایش، آن پدر بزرگ بود ، پیرمردِ که می گفت: افتاد؟! اسمش رو یادم نیست دقیقا. توی سکانسی می گفت: 《 هر کی بیشتر اذیت کرده، بیشتر گریه می کند》 یه همچین چیزی. البته، اینم صد درصد نیست.
ولی قشنگ نیست توی مراسم عزاداری که یکی به رحمت خدا رفته، آدم غیبت بگه و به این کار داشته باشه که کی بیشتر گریه کرد، کی کمتر! کی چه حرکتی کرد و کی چه....
معمولا افراد درجه یک فامیل، پول روی هم می گذارند و هزینه هایی رو بابت تهیه غذا و خیرات و ... پرداخت می کنند تا کمک حال مصیبت زدگان باشند. شنیده بودم نباید در خانه مصیبت زده بشینی و آنان را به زحمت بندازی و غذا بخوری. احادیثی در این مورد قبلا خواندم. واقعا ارزشمند. شما هم بخوانید.
امام صادق(ع) میفرماید: غذا خوردن نزد مصیبت زدگان و با خرج آنان، از رفتارهای جاهلیت است و سنت پیامبر(ص) فرستادن غذا برای مصیبتزدگان است (من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182)
براساس حدیث فوق، پس از شهادت جعفربن ابیطالب (جعفر طیار) پیامبر(ص) دستور داد سه روز به خانه جعفر غذا بفرستند تا خانوادهاش جز مصیبت از دست دادن جعفر دغدغه دیگری نداشته باشند. براساس سنت پیامبر، اگر حتی صاحبان عزا دیگران را برای غذا خوردن در خانه متوفی دعوت کنند شایسته نیست بروند زیرا غذا خوردن نزد اهل مصیبت و در منزلشان از اعمال مردم قبل از ظهور اسلام و دوره جاهلیت بوده است.
همچنین در حدیث آمده: زمانی که حضرت جعفر طیار(ع) در جنگ موته شهید شد پیامبر(ص) از حضرت فاطمه(س) خواست که به نزد اسماء همسر جعفر و خانوادهاش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت میشد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و میبردند (من لایحضره الفقیه، ج 1 ص 48)
به دلیل وضعیت اقتصادی امروزه و شاید دلایل دیگری، بزرگان طایفه ما، در حال حاضر، مراسم چَمَر و پِرسانَه دادن را برداشتن. همان کمک حال شدن اقوام درجه یک برای مصیبت زده باقی است. بریز و بپاش و اسرافی در کار نیست! آخه بریز وبپاش یعنی چه آن هم در مراسم عزاداری!
با زندگان مهربانتر باشیم خیلی زیباتر از مرده پرستی ست!
می گوید: قبلا تا چهلم لباس سیاه می پوشیدیم ولی الان تا سه الی یه هفته، و اگر لباس سیاه در دسترس نباشد، خود را به زحمت نمی اندازند و نمی پوشند و چه بسا با لباسی که دارند و مثلا سفید است در مراسم حاضر شوند. یعنی سیاهی رنگ لباس شرط نیست! آنچنان برایمان مهم نیست!
بعد از مرگ متوفی، به زندگی عادی خود بر می گردند. این طور نیست که دست از زندگی بردارند.... یعنی دست از زندگی برداریم. زنده، باید زندگی کند!
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .