اشاراتی به روانشناسی انسان: احساس انسان، دو تا سطح داره.

یکی، رفتاری نمایان، که می تونی ببینی و بشنوی.

دوم ، احساس زیربنایی یا مخفی .

در واقع، احساس مخفی، زیرِ رفتارِ نمایان قرار دارد و باعث به وجود آمدن رفتار هست.

مثال بنویسم. یه پدربزرگی که در شام تعطیلات خانواده، مدام گله داره. رفتار نمایانش، اینه که رفتار کج خلقی داره اما احساس مخفیش، نشان دهنده غم تنهایی است.

باید چه کار کنی؟ بدون هیچ قضاوتی، به جای اشاره به کج خلقی، باید غم و اندوهش رو تصدیق کنی. باید بگویی: ما زیاد هم دیگر رو نمی بینیم... . به نظر می رسه که احساس داری که هیچ توجهی به شما نداریم .... این جوری، به غمش برچسب می زنی. سکوت بفرما و بعد یه راه حل بده. بگو: می خواهیم صحبت و حرف های شما رو بشنویم . می خواهیم به این زمان در کنارهم ارزش بدهیم.... طبق تحقیقات ، بهترین راه برای مقابله با چیز منفی، این هست که بدون قضاوت و بدون واکنش آن رو ببینی ، بعد، آگاهانه به هر کدوم از احساسات منفی برچسب بزنی و با افکار مثبت و دوستانه، راه حل جایگزین کنی.

مذاکره کننده خوب، به احساس مخفی اشاره داره. اگر به چیز منفی برچسب بزنی، آن را پراکنده و در موارد شدید، خنثی می سازی. در مقابل، برچسب زدن به چیز مثبت، آن را تقویت می کند. توجه شود به مثال پیرمرد در پارگراف پیش.

خیلی کم پیش می آد که خشم شما، در مذاکره سازنده باشد. خشم، هورمون استرس و مواد شیمیایی عصبی آزاد می کند ، و توانایی شما رو برای ارزیابی درست شرایط و عکس العمل مناسب، مختل می سازد، و حس اعتماد به نفس کاذب بهتون دست می دهد. نباید احساس منفی رو نادیده بگیری، بلکه باید با دقت، آن رو موشکافی کنی. برچسب زدن، باعث می شود که فرد، رفتار بدش را ادامه ندهد ، و حتی به آن نیز اقرار و عذرخواهی کند.

آمیگدال ، بخشی از مغز هست و در واکنش به تهدید ها، ترس تولید می کند. با برچسب زدن به ترس، می تونیم واکنش آمیگدال رو به تهدید واقعی متوقف کنیم، و خیلی زود احساس رفاه و ایمنی کنیم. مثال: کریس واس به گروگان گیر می گوید: به نظر می رسد که نمی خواهید دوباره به زندان بروید! در واقع، با اشاره به ترس، و آشکار کردن آن، واکنش منفی در آمیگدال طرف مقابل رو خفیفتر و ترسش را کم می کند.

لیستی از بدترین چیزهایی که احتمال داره طرف مقابلت درباره تو بگوید، تهیه کن. قبل از اینکه طرف مقابلت آنها را به زبان بیارد ، خودت آن ها را بگو. از نظر واس، این لیست ، "ممیزی اتهام" نام داره. این لیست ، به تو کمک می کند تا قبل از اینکه آن چیزهای منفی، ریشه دار بشه، آن رو متوقف کنی و از بین ببری. اگر بیای درباره اتهاماتی که نوشتی صحبت کنی ، شخص مقابل رو تشویق می کنی که بگوید اینطوری نیست. رسما طرف مقابل، خلع سلاح می شود. موقع بستن یه قرارداد، دلیل این که چرا طرف مقابل با شما قرارداد نمی بنده، بسیار قدرتمند تر از اینه که چرا با شما قرارداد می بندد! یعنی باید تمرکز روی موانع باشد و موانع رو برطرف کنی. نوشتن لیستی از موانع و بیان آنها به طرف مقابل، او را خلع سلاح می کند و شما متوجه توضیحات بیشتر و اصل موضوع می شوید.

یادت باشه که افراد دوست دارن درک شوند.مورد قدردانی قرار بگیرن، پس؛ لازمه که برای تقویت و تشویق ادراکات، از برچسب استفاده کنی. اگر در فروشگاه یا فرودگاه، پشت سر یک فرد عصبانی قرار داشتی ، از فرصت استفاده کن. لحظه ای وقت بذار. از برچسب و تکنیک آینه و همدلی بر روی فرد ارائه دهنده خدمات، استفاده کن. مثلا بگو: به نظر می رسه فردی که رفت، ناراحت بود؟ با اینجور برچسب که به صورت سوالی هست ، رابطه دوستانه براساس همدلی ایجاد میشه و فرد ارائه دهنده تشویق میشه که بیشتر توضیح بدهد .... مطمئن باش با به کاربردن این تکنیک ها، بهتر از حد انتظارت برای تو عمل می کند.

این فصل پر از مثال بود.... احساس می کنم این کتاب چند بار باید خونده بشه. واقعا اگه تمرکزت به هم بریزه، عمرا بتونی نکات کتاب رو همان جوری که هست دریابی!خدا قوت به خودم.👏👏👏☺️

تاسر صفحه ۹۵، پایان فصل ۳.

ادامه دارد....