عین، spy
از دل تاریخ میشه خیلی چیزا رو یاد گرفت. توی عنوان دو کلمه نوشتم. کلمه عربی عین و کلمه انگلیسیspy. این دو کلمه، یعنی جاسوس. می خوام از دل یه قصه کوتاه کلی نکته بنویسم. سعی می کنم خیلی ساده بنویسم و اصطلاحات رو و اسامی پیچیده رو حذف می کنم.
*توی دل تاریخ، توی هر طبقه ای، جاسوس بوده، بعید هم نیست که همین الان هم از هر طبقه ای باشه. باربر، جاش توی بازار هست تا خرید مردم رو حمل و مزدی دریافت کند. غلامی باربر، در به در دنبال یه فرد مهم، باید اگه دو تا چشم و دو تا گوش داره، دو تا و چه بسا چند تا هم قرض بگیره:) از شگرد باربر جاسوس این بوده که اینقدر چانه بزنه سر دریافت مزدش، تا در حین چانه زدن، بتونه بفهمه که چند تا آدم توی خانه است، اسمشون چیه؟ مرد هستن یا زن، کودک دارن یا نه، فرد مورد نظر هست یا نیست؟! *
و اما نکات: درسته اصطلاحات و اسامی حذف شده ولی اصل قصه رو نوشتم.
این قصه تاریخی کمک می کند تا فکر کنیم که:
*سمج بودن، خیلی ویژگی بدی نیست. توی گرفتن حق، مثلا وکیل اگر سمج نباشه و قدرت تحلیل و بیان بالایی نداشته باشه، نمی تونه موفق بشه. جاسوس هم همین سمج بودن رو داشت ولی توی کار خودش.
*ذهن من می ره به سمت نقشه کشی و حریم خانه ها. خانه ها چطور ساخته شدن که با یه نگاه و در حین چانه زدن، این فرصت برای باربر درست شد تا تعداد افراد خانه رو بفهمه؟! نقشه کشی و حریم خانه ها اهمیت بالایی داره برای در امان ماندن. بعضی خانه ها همین که در خانه باز میشه، همه چی معلومه. توی بعضی فیلم ها نشان داده میشه که در ورودی یک پرده آویزان و بعد حیاط خانه.
* توی یه کار خطرناک چون جاسوسی، دقت و سلامت جسمی لازمه و گرنه، با مشکل روبه رو. برای هر کاری، دقت و سلامت جسمی و روحی لازمه و گرنه، ادامه کار و موفقیت ممکن نیست.
* جاسوس اگه صبر نداشته باشه، حوصله چانه زدن ممکن بود؟! صبر، حتی واسه کار جاسوسان هم لازمه. هر آدمی، توی هر کاری صبر نداشته باشه، موفق نخواهد بود.
از دل تاریخ، نکته معماری، روانشناسی، پزشکی، به دست آمد. دیگه نکته ای به ذهنم نمیاد.
نوشته الف. میم(شادی مهربان)
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .