بمان(بمون)
می دونی؟
یه وقتی، این وب رو حذف کردم، بعد موقت ثبتش کردم. برخی از دوستان اومدن، گفتن:بمون.من موندم، اما همون دوستا، روزهایی که لازم بود باشن، نبودن، و برخی به بهانه ای کلا رفتن. من نپرسیدم، چرا بمونم؟ یا اگه من بمونم، شما هم هستی همراهم؟! نپرسیدم، چون انتظاری نداشتم و ندارم. الان هم، من یاد گرفتم از آن دوستان، اگه بهترین دوستمم بخواد برود، نمی گم بمون.نه اینکه مهم نباشه برام. نه! نمی گم بمون، نمی گم نرو، و توضیح هم نمی دهم که چرا نمی گم بمون و نرو.
خب، 10 خطی نوشتم و حذف کردم.
خیلی خوبه و موثره، چی و چرا؟ میگم. اینکه هر روز رو با این جمله آغاز کنی، سلام
خدایی که وقتی که من خواب بودم تو بیدار بودی و مراقب من، صبحت به خیر هر چند تو نخوابید و بیداری همیشه،
من مطمئنم امروز اتفاق عالی برام می افته و من تو رو شکر گزارم. شکرت. این جمله، تاثیری داره، که 10 تا ویتامین، نداره.
چایی تازه دم، خیلی حال خوب کن هست. من فقط صبحانه ها چایی می نوشیدم، و یه عدد هم عصر. ولی دیگه نمیشه اصلا چایی بخورم، چون نمیشه. قابل توضیح نیست. اصل حرفم اینه که، یه سکانسی دیدم توی سریال گذر از رنج ها، خیلی برام جذاب و شیرین بود. حمید، برای دنیا، چایی ریخت. گفت:بیا چایی. دنیا می گفت:نمی خورم. توی فکر بود. حمید گفت:این چایی، قند پهلو نیستا، این چایی قلب پهلو هست. و دنیا خنده ش گرفت و چایی رو نوشید با لبخند و دلگرمی. می دونی؟ چایی، اگه قلب پهلو باشه، می نوشم. 🌹
گاهی باید، سکوت کرد چون، سکوت به ذهن آرامش میده.
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .