نامه ۲۷
سلام یا صاحبالزمان! سلام داعِیَ الله مهربانم!
حالتون خوبه؟ والا من واقعیتش دلم پُره، ناراحتم! کلی سوال و حرف دارم که مونده روی دلم. یادم هست دوستی داشتم که از دغدغههایش میگفت؛ از اینکه در این روزگار، چه کسی واقعاً راه و رسم شما را میرود و چه کسی فقط شعار میدهد.
اصلاً صاحبالزمان! من سوال دارم؛ آیا دستاندرکاران و کسانی که مدیریت امور را بر عهده دارن، واقعاً از حال و روز ما خبر دارن؟ میدونن وضعیت جامعه چطور شده؟ آیا خبر دارن برنج که تا همین دو هفته پیش، ۷۰۰ تومان بود و هر کس میخورد از کیفیت پایینش دو روز معده درد میگرفت، حالا شده ۲ میلیون تومان؟ آیا خبر دارن حقوق وزارت کار حدود ۱۰ میلیونه؟
صاحبالزمان! از قول ما بپرسین فلان مسئول و مدیرِ تصمیمگیر که برای زندگی ما نقشه میکشه، خودش میتونه با ماهی۱۰ میلیون، زندگی خودش و خانوادهاش را بگذرونه؟ آیا کسانی که ادعای سیاستمداری دارن، میدونن سفره بسیاری از مردم در شب یلدا خالی هست؟ میدونند مردم دیگر از پسِ نیازهای سادهشان هم برنمیآیند؟
اگر اطلاع ندارن، شما به گوششان برسانید. لطفا بهشان بفرمایید: 《این حقِ این مردمِ صبور نیست!》 ما به این گرانیهای بیحساب و کتاب، و این حقوقهای ناچیز اعتراض داریم. منِ نوعی که شغلم آزادِ و حقوقبگیر نیستم صدایم درآمده، چه برسد به بقیه. مگه میشود طی چند روز قیمتها اینطور پرواز کند؟
پس آنهایی که توی مناظرهها نهجالبلاغه از حفظ میخواندن و وعده میدادند کجا هستند؟ چرا کسی پاسخگو نیست؟ چرا آنهایی که با شعار و وعده آمدند، حالا برنامهای ندارن؟ یا صاحبالزمان! چه کسی باید به داد این مردم برسه؟ چه شخص یا اشخاصی باعث و بانی این گرانیهاست؟
آقا جان! شما کاری کنید. ما خستهایم... خیلی خسته.
🌹سلام خدا بر شما خاندان پاک شما🌹
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .