نامه ۱۷
سلام بر شما ولیّ خدا و امام عزیزم!
موضوع وفای به عهد، ذهن مرا بهشدت مشغول ساخته است. به کتاب خدا مراجعه کردم و این آیات شریف را تلاوت نمودم:
«وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ…» و کسانی که امانتها و پیمان خویش را مراقبت میکنند… و در پی آن آمده است: «أُولَٰئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ»؛ آنان در بهشتهایی گرامی و مورد احترام خواهند بود.
امروز، غریبهای بود که دقیقاً مطابق وعدهاش عمل کرد. احترام این شخص در نظر من فزونی یافت، و قلباً، برایش دعا کردم: «خدایا! از او راضی باش و بهترین نیکیها را نصیبش گردان.»
اما، فرد غریبه دیگری هست که نزدیک به دو ماه است با به تعویق انداختن مسئله ای، گویی عمداً با عمل نکردن به عهدش، مرا آزار میدهد. صبر من بسیار زیاد است و به انسانها فرصت میدهم تا متوجه اشتباه خود شوند، اما تا حد معینی میتوان تحمل کرد. فکر نمی کنم شخصی پیدا شود در برابر این شخص، اندازه من در برابر رفتارهایش، صبر کند! جوری شده ام که توان تماس با او را ندارم چون دوست ندارم صدایش را بشنوم! اگر از عمق قلبم بگویم: «خدایا! از او راضی نباش!» آیا این اشکال دارد؟ حقیقت این است که قلبم از او راضی نیست، حتی اگر همین فردا به عهدش عمل کند؛ چون از رفتارهای پیشین بسیاری، چشمپوشی کردهام، فکر نمی کردم بد عهد هم باشد!
عمل این فرد و رنجی که به من وارد کرد، باعث شده است که در زمینه عمل به عهدی که با شما، با خدا، و با سایر انسانها میبندم، وسواس بیشتری به خرج دهم تا مبادا این درد و بیاحترامیای که تحمّل کردم، به دیگری تحمیل شود.
خداوندا، اگر عهدی بستم و آن را شکستم، یا فراموشم شد، خودت بیامرز!»
داعی الله! کاش کنارم بودین و مرا دلداری می دادین...
🌺سلام خداوند بر شما و خاندان پاک شما🌺
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .