نامه ۱۵
سلام بر شما صاحب زمان!
سلام بر شما داعی الله مهربانم!
خوبین؟ از خودم بگم؟ حقیقتا، با دعای شما و با کمک الله، خوبم، خدا رو شکر!
دلم میگه توی این نامه بگم: میشه واسه جوانان خیلی دعا کنید؟ مخصوصا جوانانی که مجرد هستن و دوست دارن ازدواج کنن ولی اصلا شرایط ازدواج ندارن ... نگرانم برای جوانانی که تمام تلاششون رو می کنند که بی راهه نرون و دائم با نفسشون مبارزه می کنن که گمراه نشوند. می شود لطفا دعا کنید براشون؟ میشه دعا کنید برای آن دختر خانم ها و آن آقا پسرها که می شناسین؟ میشه دعا کنید؟ اگه من دعا بگم، به نظرتون، دعام برآورده می شود؟ نه، فکر نمی کنم برآورده بشود. اصلا به خودم امیدی ندارم. ولی دعا می گویم. دلم خیلی می سوزد واسه افرادی که می شناسم مشکل دارن ولی هیچ کاری ازم برنمی آید. کاش می تونستم یه حرکتی انجام بدهم... چه کاری می تونم انجام بدهم؟ منو راهنمایی می کنید؟
من دوس دارم کارهای خیلی خوب انجام بدهم.
داعی الله؟!
نظرتون درباره ارتباط من با خدای مهربون، چیه؟ به نظرتون ارتباطمون خوب شده نسبت به قبل؟ از خودم خیلی انتظار دارم. چقدر دعای عاشورا قشنگه و همین طور دعای عهد. اصلا انرژی خیلی خاصی توی دعاهای معنوی هست. می دونم نامه هام فقط حرفایی هست که از دلم بر صفحه جاری میشه. شما ببخشین اگه نامه هام جوری نیست که باید.
ای امام عزیزم! دعا می کنم ظهورتون نزدیک باشد تا ببینیم روی ماهتون رو. شرمنده ام که هنوز اونجور که باید، نیستم!
خدا رو شکر برای وجود شما امام عزیزم!
سلام خدا بر شما و خاندان پاک شما
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .