مهربانی...
آیا تو مهربونی؟
آیا تو بخشندگی داری؟
آیا تو شکرگزاری داری؟
آیا تو شادی؟
خب؛ جوابت چیه؟!
میشه فکر کنم؟!
آره فکر کن و بگو.
مهربون که هستم، مخصوصا با خودم. وقتی با خودم مهربونم با همه مهربونم.... تعریف من از مهربونی با همه ، یعنی همین که آزار نرسانم هیچ جوره، یعنی مهربانی. وقتی حسم خوبه،مهربونی همیشه باهامه. ولی امان از لحظه ای که حس بد بیاد سراغم، اوه، اوه، افتضاح، مهربانی ازم کوچ میکنه، و حداقلش اینه که لحنم بد میشه. واسه همین خیلی مراقب حسم هستم. الان، حسم عالیه و لبخند رو صورتمه و شاکرم:)
بخشندگی! توی بخشیدن آدما استادم چون که خوبیاشون رو به ذهن میسپارم...اما فراموش نمیکنم،یعنی حواس جمعتر میشم.الان توی دنیا کسی وجود نداره که من بخوام ببخشمش.چون از قبل همه رو بخشیدم. حالمم خوبه،یعنی عالیه!:) در مورد بخشیدن و انفاق و اینچیزا، اگه دلم بگه می بخشم، نگه بیتفاوتم. دلم همیشه راست میگه. اینجا دلم مغزداره. معمولا میدونیم که مغز دستور میده، پس وقتی میگیم دلم گفت، این یعنی: دلم، یه مغزی داره! باور نمیکنی . بنویس آیا دل مغز داره؟ جواب گوگلو ببین از لحاظ علمی ! :)
و اما یک آیه شگفت انگیز :
آيا در زمين گردش نكردهاند، تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند؟ در حقيقت، چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينههاست كور است. ترجمه آیه ۴۶ سوره حج
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
شکرگزار،الهی شکر. یکی پرسید: چرا من همش شکرگزاری میکنم ولی تاثیری نمی بینم توی زندگیم؟! جواب گفت: واسه این که تو با زبانت میگی شکر،ولی تمام وجودت حس بدی داری و ناراضی هستی از چیزایی توی زندگیت، به بیانی، الکی شکر میگی و دلی ناشکری. واسه همین تاثیر نمی گیری.
شاد؟ آره الان شادم، سعی میکنم شادیم رو حفظ کنم، حس بد بیاد سراغم، غمم میشینه توی دلم، ولی به یاد این بیفتم که خدایی چون تو هست، که قدرت همه چی رو داره، سریع غم ازم کوچ میکنه. پس در اینموردم، مراقب حسم هستم که خوب باشه...
توجه به :مهربانی، بخشندگی،شکرگزاری،شادی
وبلاگ متولد 25 بهمن 1398 است .