مهندس سلطان حسین فتاحی در سال ۱۳۳۶ در روستایی از میانه متولد شد. حسین، فرزند دوم خانواده بود و در ۴ سالگی پدرش را از دست داد و عمویش سرپرستی او و برادرش را به عهده گرفت...

۱۲ سال بیشتر نداشت که با امتحان ورودی در هنرستان کارخانه آزمایش، هم زمان مشغول به تحصیل و کار شد.

حسین فتاحی می‌گوید: “به علت علاقه شدید به مطالعه مجله و روزنامه، ناگهان آگهی پذیرش هنرجو را در کارخانه آزمایش دیدم، و بعد از دادن آزمون و گرفتن رتبه سوم، در سال ۱۳۴۸ موفق شدم به شرکت آزمایش، ورود کنم. از صبح تا ظهر در کارخانه مشغول به کار می‌شدم و بعد از ظهرها، درس می‌خواندم.”

حسین فتاحی، وقتی سیکلش را گرفت در کارخانه آزمایش مشغول به کار بود اما بعد از آن به کارخانه الکترولوکس رفت زیرا دیگر حس می‌کرد از لحاظ فنی در کارخانه آزمایش، چیزی نمانده که یاد نگرفته باشد. از آن پس، در روزنامه، به‌دنبال آگهی برای استخدام طراح لوازم خانگی بود تا بتواند خود را محک بزند. در نتیجه، با آگهی روزنامه در شرکت الکترولوکس، بعنوان طراح استخدام شد و طولی نکشید که یک محصول جدید از بخاری نفتی را طراحی و وارد بازار کرد.

پس از یک سال کار در شرکت الکترولوکس، وارد کارخانه ارج شد اما به علت نداشتن کارت پایان خدمت، پس از ۳ ماه اخراجش شد.

حسین فتاحی می‌گوید: “من عاشق کارم بودم و بسیار بلند پرواز و جاه طلب بودم. علاقه داشتم در همه موارد اول باشم. حتی در اغلب رشته‌های ورزشی، رتبه اول را کسب کرده بودم. چون سربازی نرفته بودم مدت زیادی نتوانستم در شرکت ارج فعالیت کنم. او در زمانی که سرباز شد مجبور شد برای گذراندن زندگی، تحصیل را کنار بگذارد و فقط کار کند.”

فعالیت‌های حسین فتاحی

حسین ، در سال ۱۳۵۵ در دانشگاه علم و صنعت در رشته برق قبول شد اما، برای ورودش به دانشگاه، نیاز بود که کسی با مبلغ ۱۵۰ هزار تومان، تضمینش کند. چون کسی را نداشت، نتوانست به این دانشگاه برود.

در دوشان تپه، واحد زبان نیروی هوایی، سربازی‌اش را گذراند و در آنجا مسئول ساختمان بخش آموزش شده بود. حسین فتاحی، از این موقعیت استفاده کرد و زبان انگلیسی را فرا گرفت.

وقتی سرباز بود، از صبح تا ساعت ۱۲ ظهر، ساعتی کار می‌کرد و از ساعت یک بعد از ظهر تا ۶ عصر، در سربازی بود که زبان را نیز فرا می‌گرفت. در روز، یک ساعت را به ورزش اختصاص می‌داد. سربازی‌اش که اتمام یافت به شرکت ساراول برگشت. مشغول شدن در ساراول، سبب شد تبحر و تجربه‌اش ارتقا پیدا کند و موفق به طراحی کولر آبی و آبگرمکن نفتی بشود.

در آن زمان، مدیر عامل ساراول به علت پشتکار و مهارت حسین، خواست که حقوقش را افزایش دهد اما حسین فتاحی نپذیرفت و در عوض از مدیرعامل خواست که هنگام سر زدن به خط تولید همراه او باشد تا شیوه‌های برخورد با کارگران، و رفع اشکال‌ها در حوزه مسائل فنی، و همچنین حل تضادها و تعارض‌ها را از نزدیک ببیند و لمس کند. ( دور اندیش بوده)

مدیرعامل، نیز قبول کرد و به او جرات و فرصت اشتباه کردن را داد. پس از انقلاب، حسین فتاحی، دبیر، سخنگو و مسئول کمیته فنی شورای کارگری ساراول شد. در آن زمان بود که تصمیم به طراحی و تولید کولر آبی و آبگرم کن نفتی گرفت و با گروهی که تشکیل داده بود، در مدت 3 ماه، به طراحی و قالب سازی پرداختند و در طی 6 ماه آن‌ها را به تولید رساندند.

در زندگینامه حسین فتاحی، بیان می‌شود که او بعد از سال ۱۳۶۳، تصمیم گرفت کسب و کار مستقلی برای خود راه اندازی کند و استعفا داد و به سمت کار آزاد رفت. ( ریسک پذیر )

در ابتدا، در تعمیرگاه‌های مختلف، یخچال فریزرهای ساید بای ساید و نوفراست را تعمیر می‌کرد و به ازای تعمیرات آن‌ها، درصد می‌گرفت و نیز مدیریت یک کارگاه کلمن سازی را برعهده گرفت.

ایده از فکر

مدتی بعد از کسب تجربه، در مغازه کوچکی که توانسته بود اجاره کند یخچال‌های دست دوم را تعمیر می‌کرد و بعد از تعمیر، آن‌ها را به مغازه‌ها می‌فروخت. بعد از این مرحله، به فکر طراحی فریزر و ساخت آن‌ها با امکانات کابینت سازی افتاد.

او این کار را در یک پارکینگ ۵۰ متری در خیابان کوکاکولا آغاز کرد، در ابتدا، برای این کار فرآیند تولید کابینت را از طریق تماشا از پشت شیشه یک مغازه شروع کرد.

در روز، ۳ یا ۴ بار و به مدت ۵ الی ۶ ساعت، به آنجا می‌رفت. ساعت‌های بسیاری را به فعالیت کابینت سازی نگاه می‌کرد و سبب شد رئیس کارگاه به بودن او در آنجا معترض شود و از او خواست که دیگر پشت مغازه‌اش نایستد. :)))

***

در ادامه زندگینامه حسین فتاحی می‌بینیم که او مغازه را به مدت یک هفته اجاره کرد. توافق کردند، که او کارگاه خود را با کارگرانش در عرض یک هفته، در ازای ۴۰۰۰ تومان به حسین فتاحی اجاره دهد و در آن زمان‌ها، همه کارها از جمله برش، با کمک قیچی دستی انجام می‌شد و خم‌ها نیز با دست انجام می‌شد و خیلی سخت بود.

آن یک هفته با یک تیم ۴ نفره شب و روز کار می‌کردند. حسین فتاحی همه سختی‌ها را به جان خرید و در آن هفته ۱۰ بدنه ساختند که 8 تای آن سالم بود.

بدنه داخل، با آلومینیوم ساخته شد و همچنین پشم شیشه که در آن زمان فقط یخچال‌های آمریکایی پشم شیشه داشتند و در نتیجه به یک فریزر کامل رسیدند، سپس با تولید ۸ فریزر، با گذراندن سختی و تلاش بسیار، در دو ماه، به هدفی که سالیان دراز به دنبال آن بود، رسید.

هدف اصلی

اما حسین فتاحی همیشه به دنبال بهترین شدن بود و به این موضوع راضی نشد و می‌خواست تولید بیشتری داشته باشد. این شروعی بود برای رسیدن به هدفی برتر یعنی احداث کارخانه تولیدی لوازم خانگی امرسان.

تلاش ،تلاش ،تلاش

مهندس سلطان حسین فتاحی، اکنون دارای مدرک دکترای مدیریت کسب و کار، و صاحب بزرگترین کارخانه تولید یخچال فریزر ایران، کارخانه امرسان هست